آگهی ها در املاک نیاز تو  

آگهي ها در املاک نیاز تو زمینه ساز فرصت بسیار ویژه ای برای شما است.
شما میتوانید با ثبت املاک خود در سایت املاک نیاز تو خیلی زود تر به اهداف خود برسید.
قبلا در مقاله ثبت آگهي املاک نیاز تو توضیح داده شد که شما چطور میتوانید املاک خود را ثبت کنید.
وقتی املاک خود را ثبت کردید میتوانید آگهي ها را باهم مقایسه کنید و یا به علاقه مندی های خود اضافه نمایید.
در زیر نحوه انجام این کار را شرح داده ایم.
مقایسه آگهي ها با هم
برای مقایسه کردن ملک ها با کلیک ک

ادامه مطلب  

نحوه ثبت آگهی در املاک نیاز تو  

نحوه ثبت آگهي در املاک نیاز تو یکی از سوالات متداولی است که کاربران می پرسند.
ابتدا باید اطلاعات خود را در قسمت پروفایل من وارد کرده و سپس به روز رسانی کنید.
سپس بعد از عضویت می توانید ملک خود را ثبت کنید و از امکانات سایت بهرمند شوید.
برخی امکانات سایت املاک نیاز تو
مدیریت املاک
تقاضا ها و علاقه مندی ها
فاکتور ها
جستجو های ذخیره
برخی مزایای عضویت در سایت املاک نیاز تو
ثبت رایگان املاک
مدیریت فایل ها و تقاضا های ملکی
ثبت ومدیریت آگهي های املا

ادامه مطلب  

ثبت آگهی املاک نیاز تو  

ثبت آگهي املاک نیاز تو فرصت استثنایی را در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید املاک خود را در معرض دید  قرار دهید.
در پرفایل خودتان میتوانید با گزینه ثبت ملک جدید شروع به ثبت آگهي کنید. شما میتوانید از پکیج رایگان  سایت استفاده بفرمائید.
توجه : اگر از پکیج رایگان خود استفاده نمودید باید از پکیج های دیگر سایت استفاده کنید.
مراحل ثبت آگهي :
قیمت و توضیحات ملک :
برای عنوان ملک از نام کوتاه استفاده کنید و در توضیحات ملک توضیحات ملک خود را بفرمائ

ادامه مطلب  

موشي در خانه ي صاحب مزرعه  

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید ؛ به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد؛همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد ؛ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید ؛از مرغ برایش سوپ درست کردند؛گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند؛ گاو را برای مراسم ترحیم کشتند؛ و در این مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می کرد؛و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد ... !!!

ادامه مطلب  

لعنت ب همه ي لحظات خوشي ك سرابن  

توی بدترین شرایط عمرم...حتی بدترین روزای زندگیم..تنها شدم
هیچ وقت یه خیال راحت با من نبود... 
توی خوشی های زندگی باید ترسید...از دوست و دشمن! از رفیق و نارفیق! از خانواده ... از خودم... 
خاتون... اسمی ك عاشقشم... بعد از مینا...اما شاید دیگه هیچ وقت نتونم زنده ش كنم! 
توی این سختیا ... وقتی خودمو تو ایینه میبینم وقتی شكر میكنم اون ته ته های دلم میسوزه .. از خدا قایمش میكنم. هی میخندم ك مثلاً چیزیم نی.. یا مثلاً ب این شكل جدید عادت كردم ... حتی بعضی وقتا گلوم از ش

ادامه مطلب  

طفل معصوم قصه های خیال  

طفل معصوم قصه های خیال به خودت آی زندگی دور است شهر از عاشقانه ممنوع است چشم از لمس عاشقی کور است
به خود آی ای غریب و بی کس مندست بردار از توهم ها مانده ایی بینِ لاف عشق آباد مانده ایی بین حرفِ مردم ها
زندگی سکه ی دو رويی که حرفها را به سکه میفهمد حس احساس خویش را خفه کن سکه ای، عشق را نمیفهمد
بی کران است اگر چه قدرت عشق سکه در نردبان بالاهاستکدخدا را به سیم و زَر دانند سهم رعیت فقط ز روياهاست
آسمان هم برای تو هر سال ..ماه و هر روز هفته را ابریست ای

ادامه مطلب  

اکورد اهنگ اخه دل من محسن یگانه  

ریتم 4/4 
زیباترین اهنگ محسن یگانه که هنوز هم گوش میکنی تازه است...
گام Am
Am توی آینه خودت ببین چه زود زود
توی جونی قصه اومد سراغت پیرت کنه
Em نذار که تو اوج جونی غبار غم بشینه رو دلت پیرو زمین گیرت کنه
Am منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تا آخر عمرت اگه تنها باشه اون نمیاد
EM خودش می گفت یروزی میزاره میره خودش می گفتF یه روز خاطرها تو می بره ازیادEM
Am آخه دل من دل سادهی من تاکی می خوای خیره بمونی به عکس روي ديوار
G آخه دل من دل دیونه دیدی اونم تنهات گذاش

ادامه مطلب  

دیوار نگاری یا گرافیتی مردمی  

ديوارنگاری یا گرافیتیِ مردمی در ایران اواخر دهه هفتاد به وجود آمد. برخی معتقدند که احتمالا فردی با اسم مستعار "تنها" از اولین کسانی بوده که در تهران این کار را آغاز کرده است‌.Icy and Sot از اولین افرادی بودند که این هنر را در دهه هشتاد در تبریز شروع کردند‌ و در واقع ار قدیمی‌ترین هنرمندان گرافیتی مدرن ایران هستند.آثار ضد جنگ این دو برادر شهرت بسیار دارد.ساحت زیست
 
خبرها و مطالب بیشتر را در کانال ساحت زیست بخوانید و یا به صفحه اینستاگرام ما بپ

ادامه مطلب  

شعراي رفيقام باعث ميشه، فك كنم منم شاعري بلدم !!!!  

‎سلام
‎با اینهمه دوری...
‎یهو یادت نره ، بودم! 
‎یهو یادم نره ، بودی!
‎من از دوری ات گله دارم..!
*******************************
- ‎خون خنده های سیب در من هست
‎اولین نشانِ سادگیِ زن
‎اولین شكستنِ یك مرد
‎اولین غروب تلخ دل دادن
‎خون خنده های سیب در من هست
‎اولین وداع و حكم با تبعید
‎سوی درد، مرگ،،، نه آزادی
‎آخرین امید سمتِ راهِ بعید
‎#بداهه-با خوندن شعر یاسمن جبارپور،عزیزدلم

‎و جوابش:
‎سلام عزیز دلم 
‎زهرا جونم
‎چه بداهه قشنگی
‎مرسی کلی
*

ادامه مطلب  

اسمش عدالته هع نخند اسمشه دیگ  

 ب ديوارم میشه تیکه زد
تازه فقط ديوار نیس ک مبل صندلی کمد ستون پشتی در ن ن در رو باز کنن پهن زمین میشم فعلن ب همین چیزا تکیه بدم تا تکیه گاه های جدید
مجددن اعصاب انگری بیردیم پیدا کردم و حالم از همه ی مردا بهم میخورع 
شاید کنکور و اتفاقای بعدش مقدمه ای شد برای بیخیالی از تو 

ادامه مطلب  

خداحافظ که میگویی در و دیوار میلرزد ...  

خداحافظ که میگویی در و ديوار میلرزد میانِ سینه ام چیزی هزاران بار میلرزد
جهان انگار بر رويِ سرِ من میشود آوار دلم زخمی و جا مانده تهِ آوار میلرزد
نگاهت میکنم یعنی نرو، پیشم بمان زود است چنان گنجشکِ تنهایی که در رگبار میلرزد
تو اما التماسِ چشمهایم را نمی بینی نمی بینی وجودم را که از اصرار میلرزد
از اینجا مثلِ باران میروي، پشتِ سرت اما حواست نیست خوشه خوشه گندمزار میلرزد
پس از سوتِ قطارت سوت و کور است این شبِ مبهوت سکوتِ خسته ای جا مانده در

ادامه مطلب  

جمله‌ای بی‌نام و نشان  

مارلین مانسون می‌گوید؛ اطمینان به سالم بودن چوب خانه‌هایتان هنگامی احساس می‌شود که ديوار همسایگانتان برق بزنند. هر کدام از ما بمناسبت اقتضاء زیست مان در محیط زندگی‌مان گشته‌ایم و چشممان به ديوارها و کوچه و بازار  آشناست. روي ديوارها جملات مختلفی در پیوند با ایده‌ها و اهداف مختلف دیده‌ایم. جملات در ضد "بودن" کم نیستند و شاید عده‌ای معتقدند به‌دفعات محدود جملاتی در سطح بالا دیده باشیم. داخل تاکسی در شهر کرمانشاه نشسته بودم، چشمم به دیو

ادامه مطلب  

218  

خوبیش اینکه وقتی گریه میکنم حتی چن ساعت کاملم گریه کنم یه اب به صورتم بزنم حله:)
اصلا معلوم نمیشه گریه کردم در ظاهر 
ولی وای به حال خودم از سردرد دوست دارم کلمو بکوبم به ديوار با کوچیک ترین صدایی سرم منفجر میشه چشامم سوز میکشه ینی فقط میخوام کلمو بکنم
دیگه اگه مثل امروز مسکنم نداشته باشیم وابیلا 
حتی حاضر بودم ازون کشمشای بشری رو هم بخورم ولی ازونام نداشتیم 

ادامه مطلب  

لعنت به من و دل  

لعنت به من و دل که گرفتـار تو بودیم دلخوش به تو و سایه ی ديوار تو بودیم
لعنت به من و چشم پر از دلهره ای کههرثانیه در حسرت دیـدار تـو بودیم
تنها هدفت زخم زدن بر منـو دل بود کی یا به کجا در پی آزار تـو بودیم ؟
صد بار شکستی وغـرورم به فنـا رفت با این دل پرخون که طرفـدار تو بودیم
در کنج قـفس نـفس کشیدن سخت است هرلحـظه خراب از غـم آوار تو بودیم
تلخ است سراسیـمه دویـدن نرسیدن درمان کس دیگـر و بیمار تـو بودیم
بعد از تو بخوانند مـرا سنگ صبـورم شرمنده اگـ

ادامه مطلب  

شب نوشت  

من دوستت خواهم داشت مثل هرشب ...فردا که چشمانت را باز کنی اسمان روشن تر استخورشید لبخند می‌زند و این لبخند انعکاس زیبایی توست،هدیه ای برای آسمان 
حسودی ام می شود به خیابان ها و کوچه هایی که رد پای تو را دارند
آسوده قدم از قدم برمی‌داری و من ،اینجا،تمام دلتنگی هایم را با بعضی دردآور روي ديوار ترک خورده ی قلبم حک میکنم 
دلتنگی های شبانه ام امان آدم ها را بریده است 
کجایی که ببینی برای یکبار شاد نوشتنم دعا میکنند ...
معصومه حسین زاده
(سپیده حسینی

ادامه مطلب  

تلافی کردم  

سلام
چند وقت بود نبودم 
ولی دوباره برگشتم ... یه مدتی رو خودم کار کردم ...
دیگه نگم که بعد از مهمونی چقدر رضا و فرهاد غر زدن سر من با تماس و پیام های جور واجور
از یه چیز خیلی خوشحالم 
فرهاد در حال غر زدن بود که بهش گفتم : اینجوری نمیشه بیا رو در رو بحرفیم 
با عصابنیت گوشی رو قطع کرد و ده دقیقه بعد جلوی فروشگاه اومد سرشو از در کرد تو بدون سلامی چیزی گفت : بیا بیرون من نمیام تو ...
رفتم دم در ... یکم نگاهم کرد ... چشمم به نفر پشت سریش افتاد ....
رضا بود که نیم

ادامه مطلب  

اراذل تو حیاط ما!  

من نمیدونم!
این گربه ها کار و زندگی ندارن؟ خواب و خوراک ندارن؟؟؟!!!
نزدیک دو بامداده!!! صداشون قطع نمیشه... نه که عین آدمیزاد م جیغ و داد می کنن، آدم دلش ریش میشه! 
الآن رفتم دم پنجره دیدم قهوه ایه نشسته رو ديوار داره با دقت هرچه تمام تر پایینو نگاه میکنه... درخت کنار ديوارم هی تکون میخوره! حالا من نمیدونم نصفه شبی دوستاش اون پایین زیر درخت چیکار دارن میکنن!
قشنگ تعطیلن!
 
+ بنظر میرسه این قهوه ایه سردسته ی اوباششونه!

ادامه مطلب  

عزم رفتن  

تنها بودم
سراغت را از همه که نه
از خاطراتمان میگرفتم
چقدر خجالت زده بودند همه یادگاری هایمان
چمدانم در دست راست و دست چپم لمس میکرد
همه آرزوهایم را
آرزوهایی که به ديوار خاطرات قندیل بسته بود
من عزم رفتن داشتم و تو در آن دوردست ها تنها برایم دست تکان میدادی
غصه هایم حریف بی تفاوتی هایت نشد
بدرقه ام کردی اما نمیدانم پشت سرم جز آب چه چیز دیگری ریخته ای 
که هنوز نرفته پایم به رفتن رضایت نمیدهد
عذابم نده
پاره کن بندی را که باهم به دلت گره داده ایم


ادامه مطلب  

سروده ای زیبا از : شاعر مجتبی کاشانی  

بانگ شادی از حریمش دور بادهر که زاری آفریدهر کسی لبخند را ممنوع کردهر که در تجلیل غم اصرار کردطعم شادی از حریمش دور بادهر که درک عشق و زیبایی نداشتهر که گلپروانهپرواز پرستو را ندیدهر کسی آواز را انکار کردشهر شادی از حریمش دور بادهر که ديوار آفریدهر که پلها را شکستهر که با دلها چنان رفتار کردهر که انسان را چنین بیمار کردهر که دورش از حریم یار کرد 

ادامه مطلب  

1405.آرشیو اینجا مث آلبوم میمونه  

الان رفتم یه گشتی تو آرشیو نه چندان قدیم زدم.
زمان چه چیز حیرت انگیزیه.و گذشتنش چه عجیبه که تو انگار که میفهمیش اما واقعا نمیفهمی...
+ غیر از گذشت زمان یه چیز دیگم فهمیدم تو این گشت و گذار.که بضی وختا چه شوتم :))) میگه چیزی که نگفته بودی مثل یه پوستر بزرگ چسبیده به ديوار اینجا.پیاده و عابر ها ! بعد من میگم اونجا کجاس :))) بعد باز برام توضی میده من میگم اصا ربطی نداشته.چجوری دلت نخواسته بزنی منو از حرص اون موقع؟؟ :))) عجیب سه میزنم گاهی :))

ادامه مطلب  

دیدی چی اومد سرم؟!!!  

میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه؛
ديوار اتاقت از عکسم خسته شه؛
میرم تا بارون منو یاد تو نندازه...
میرم یه جای تازه...
میرم یه جای تازه...
میرم با چشمای خیس و قلبی بی گناه؛
میرم،حتی نمیندازی به من یک نگاه...
هرجا میرم اما بازم یادت میفتم...
اینو به همه گفتم...
میرم
جای من اینجا نیست
عشق تو زیبا نیست
رويا نیست...
میرم
جایی که دریا نیست
اسم تو با ما نیست
غوغا نیست...
از هر جا رد میشم میاد عکست رو به روم
سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم
دارم آروم آروم مرگو به جو

ادامه مطلب  

دلم برایت لک زده است جانا  

دراین مدتی که نبودم؛برایت هنوزهم مینوشتم
میبینی نمیتوانم دست از نوشتن بردارم
نمیتوانم دست از سرت بردارم!
اینجا نبود ولی کانال تک نفره ی من که بود..
تونبودی(بازهم) ولی احساس ناب من که بود..
میدانی‌جانم؟توباتمامِ نبودنت؛تمامِ بودن منی
تو با تمام کمُ کاستی هایت؛جبران تمام کمبود های منی
آخرمیدانی؟میدانم که میآیی..
میدانم که همینقدر دوستم داری که دوستت دارم..
بیا قول بده
زودتر بیآیی..
زودتر از زودتر از زود..
این چشم؛خیره به در
و این این تن؛تکیه د

ادامه مطلب  

عکس قدیمی از صحن امامزاده احمدرضا  

چندتا عکس زیر عکس های بسیار قدیمی از صحن امام زاده احمدرضا (ع) می باشد .که توسط یکی از دوستان  (آقای بابایی ) بدستم رسیده بود  .که الان گذاشتم  .البته زیر نویس عکس ها فک نکنم زیاد دقیق باشه چون  عکس آیت الله خامنه ای به ديوار چسبیده ولی نوشته عکس قبل از انقلاب  خوشحال میشم افرادی که سنشون بیشتره و یادشون میاد بگن این عکسا ماله چه سالی هست ..
 
 

ادامه مطلب  

لـــالــــایے  

لالالالالالاییعروسک من بخواب نبینی مُردن منولالالالالالایینبینی زخمیو مست درو ديوار خوردنمولالالالالالاییپنجو شیشو هفت صبح تا این موقع بیدارمولالالالا لالایی
بعد ضربت تو از ناحیه ی احساسممیگیرم عذا به صرف مستی خط میندازم گفته بودمگفته بودم که نزن خورد نکن میلادوبا تیکه هاش برات یه آرزو میسازمهرکی از راه رسید فرو کرد شد سایه و رفتهرکی از راه رسید فرو کرد تا خ…. و رفتنبینی چی کشیدم نشنوی از حال و هوامهمه بد کردن و رفتن تو چرا دار و ندارع

ادامه مطلب  

فراموشی و عشق و....  

دیشب حال پدربزرگ خوب نبود و زنگ زدیم اورژانس اومد و خلاصه بقیه ماجرا....
توی این بازه من فقط به مادربزرگ نگاه میکردم...
مادربزرگی که الزایمر داره ولی هول شده بود و نشسته بود کنار تخت پدربزرگ و شونه هاشو ماساژ میداد...
من فقط تکیه داده بودم به ديوار و خیره شده بودم به مادربزرگ...
مامان و بابا به سوالای اون پرستارا جواب میدادن و سوابق بیماری رو میگفتن و من فقط خیره شده بودم به مادربزرگ....
ادما میتونن همه چی رو فراموش کنن ولی عشق هیچوقت فراموش نمیشه...

ادامه مطلب  

دارم صدایت می زنم....  

دارم صدایت می زنم... بشنو صدایم را!
بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را
داری کنار شوهرت از بغض می میری
شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم شد
از ابتدا معلوم بودم انتهایم را
در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد!
شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را
هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو
مستیم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟!
دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم
حالا «دکارت» مسخره ثابت کند «هستم»!
«بودم!» بله! مثل جهانی از تصوّرها


ادامه مطلب  

مادر یک قهرمان واقعی  

ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد، گفت:
این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند، مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:
"فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید" سالها گذشت مادرش درگذشت. روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف ديوار او را کنجکاو کرد آن را در آورده و خواند، نوشته بود:
کودک شما کودن است از فردا او را به مد

ادامه مطلب  

دل من عاشق این دام تو و دانه ی توست  

موی آشفته زنی شانه، چو میخانه ی توست
روح آشفته ی من در طلبِ شانه ی توست خال کُنج لبت ای دوست مثال صیاد دلِ من عاشق این دامِ تو و دانه ی توست
طالع نحسم اگر بر تو نمی یابد دست دل سودا زده ایی دارم و دیوانه ی توست
گرچه ديوار بلند است میانِ من و تو لمس دستان تو دارد دلم همخانه ی توست
مثل یک شمع که تا ریشه ی خود میسوزم مثل پروانه دلم طالب و پروانه ی توست
دل مجنونیِ ما کاسه بدست عشقت دل لیلای تو و عشق که بیگانه ی توست
گرچه هی میشکند کاسه ی مجنون، دستت ای

ادامه مطلب  

دل من عاشق این دام تو و دانه ی توست  

موی آشفته زنی شانه، چو میخانه ی توست روح آشفته ی من در طلبِ شانه ی توست خال کُنج لبت ای دوست مثال صیاد دلِ من عاشق این دامِ تو و دانه ی توست
طالع نحسم اگر بر تو نمی یابد دست دل سودا زده ایی دارم و دیوانه ی توست
گرچه ديوار بلند است میانِ من و تو لمس دستان تو دارد دلم همخانه ی توست
مثل یک شمع که تا ریشه ی خود میسوزم مثل پروانه دلم طالب و پروانه ی توست
دل مجنونیِ ما کاسه بدست عشقت دل لیلای تو و عشق که بیگانه ی توست
گرچه هی میشکند کاسه ی مجنون، دستت ای

ادامه مطلب  

در چرخش ؛ فرانسه ی گیوم آپولینر ؛ فارسی ی داریوش شرعی  

و در آخر خسته از این جهان کهنه
ایفل ای شبان پیر ، در این پگاه گله ی پل هایت بع بع می کنند
و تنت خسته از سالها زندگی با عقاید رومی و یونانی
حتی اتومبیل ها هم عتیقه شده اند
تنها مذهب رها مانده تازه چون آشیانه ی یک پرواز جهنده
چون آشیانه های پورت آویاسیون 1
در همه ی اروپا تو مسیحیت پیر نشده ای
تو پاپ پیوس دهم فقط انگاری تو مدرن ترینی 2
پنجره ها که شاهند و پوشیده ایشان
که شرم پوش اعترافات صبح گانه ی علیه ت شوند
تبلیغات کوچک و آگهي ها انباشته شده اند

ادامه مطلب  

ابر می بارد-امیر خسرو دهلوی  

ابر می بارد و من می شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا
سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز
بلبل روي سیه مانده ز گلزار جدا
ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا
دیده از بهر تو خونبار شد، ای مردم چشم
مردمی کن، مشو از دیده خونبار جدا
نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این
مانده چون دیده ازان نعمت دیدار جدا
دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت
زو

ادامه مطلب  

جزئیات در فیلمنامه  

احتمالا شما هم بارها شنیده اید که تفاوت بین فیلمنامه نویس تازه کار و فیلمنامه نویس با تجربه در بازنویسی است. در تعداد دفعات بازنویسیی است که نویسنده با تجربه هر بار دلیلی انجام می دهد. به حوصله ای است که به خرج می دهد ولی نویسنده کم تجربه به راحتی از کنارش می گذرد.
یکی از دفعات بازنویسی را می توان به بررسی و پرداختن به جزئیات در فیلمنامه پرداخت. همان چیزی که احتمالا خیلی از نویسنده های تازه کار به علت بی حوصلگی آنها را نادیده می گیرد.
یکی از اص

ادامه مطلب  

بلاگفا:(  

سلاممممممم خوبین؟؟؟ من بازگشتم...پوووووووف اقا شما ب راحتی میاین بلاگفا؟؟من ک هیچی دیگ نگم بهتره!! ناموسا نخندین من با اینترنت اکسپلورر میام...با بقیه مرورگرا نمیتونم بیام حالا این جناب اینترنت اکسپلورر اینقدر عملکردش قویه لاامصب ...بزنم ب تخته چشم نخورهO_o  هر دوساعت یک کامنت میشه باهاش تایید کرد... شما بگین من با یه مرورگر ب این خوبی و ی عالمه کامنت چیکارررررر کنم؟؟؟؟؟ یه ديوار بدین من کلمو بکوبم بهش شرمنده ک نمیشه بیام وبتون...ینیییی میش

ادامه مطلب  

یک دست جام باده و ..  

سلام همدم تنهایی های من ...
امروز سی امین روز از خرداده 
روزها یکی یکی می گذرند و منو بیشتر دلتنگ تو می کنند .
پرسه زدن در اتاق تاریک ذهن ، امن ترین جا برای مرور خاطراتمونه 
نمیدونم تو هم به خاطراتمون سری میزنی یا نه ، اما من با خاطراتمون اینجا زندگی می کنم ..
من با تو نفس می کشم ، من با تو راه میرم ، من با تو زندگی می کنم .. من همه جا در کنار توام و این برام اوج غروره .
کاش تو هم مثل من ، عاشقم بودی ..
نمیدونم شایدم هستی و بیان نمی کنی ..
دیروز قسمت اول شه

ادامه مطلب  

در من جنون کهنه ای ست، با من مدارا کن فقط  

ه ای پنیر قالبی، ای پشم شب در واجبیبرخیز در هر کوچه ام، ای طالبی! ای طالبی!می رقصم از سالن فقط، می زخمم از ناخن فقطدر من جنون کهنه ای ست، با من مدارا کن فقطای قورباغه در وزغ، شقّ الکمر در چیز شقاین قهوه ها بی مادرند، فالی بگیر از این ورقای کوچه ی پاریس و رشت، ای «می» شده در «شصت و هشت»آه ای آنارشی نجیب، در پشت ماشین های گشتدر خویش پاشیدم تو را، خوردم تو را، ریدم تو رااز پا به سر، سمع و بصر، دیدم تو را، دیدم تو راای ناطق ِ طوطی ِ من، ای موش ِ در قوطی

ادامه مطلب  

۹ راه برای بهبود فرایند استخدام  

یکی از مهم ترین وظایف مستمر همه رهبران و مدیران کسب‌وکار، یافتن استعدادهای انسانی مناسب سازمان و استخدام آنها است. به‌کارگیری نیروي انسانی کار آسانی نیست، یک پروسه زمان بر است که اگر به خوبی انجام نشود تبعات مالی و اعتباری بدی به دنبال خواهد داشت. پیدا کردن فرد مناسب زمان می برد، کسی که هم باید از نظر فنی توانا باشد و هم شخصی متناسب با شرکت باشد. شرکت هایی که در این امر موفق هستند شرکت هایی هستند که کاندیداهایی با کارایی بالا را به خود جذب م

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1