سخت، سخت، سخت  

به نظرم یکی از سخت ترین کارای دنیا اینه که ادم دلش مچاله باشه واسه کسی، پرپر بزنه برای دیدنش، هی چنگ بخوره توی دلش از دلتنگی و بیقرارش باشه ولی خودشو عادی نشون بده و بده اوکی هست و انگار نه انگار که دلی داره و دلتنگی ای. بدتر از اون اینه که دوستشو به تصمیمی که گرفته و از قضا درست هم هست ولی مخالف علاقه و میل دوطرف هست، تشویق کنه!دارم خفه میشم از این منطق کوفتی!!!پ.ن: چند روزی کم هستم، سرفرصت کامنتارو جواب میدم.پ.ن: شبگرد

ادامه مطلب  

سخت، سخت، سخت  

به نظرم یکی از سخت ترین کارای دنیا اینه که ادم دلش مچاله باشه واسه کسی، پرپر بزنه برای دیدنش، هی چنگ بخوره توی دلش از دلتنگی و بیقرارش باشه ولی خودشو عادی نشون بده و بده اوکی هست و انگار نه انگار که دلی داره و دلتنگی ای. بدتر از اون اینه که دوستشو به تصمیمی که گرفته و از قضا درست هم هست ولی مخالف علاقه و میل دوطرف هست، تشویق کنه!دارم خفه میشم از این منطق کوفتی!!!پ.ن: چند روزی کم هستم، سرفرصت کامنتارو جواب میدم.پ.ن: شبگرد

ادامه مطلب  

خسته‌ام  

خسته‌ام مثل کشاورزی که همه گندم‌هایش در فصل برداشت طعمه حریق شده‌ باشد.خسته‌ام مثل چوپانی که گوسفندهایش را از چنگ چهل گرگ نجات داد و زخمی و خونین نظاره‌گر آن بود که سیل همه گله را با خود برد.خسته‌ام مثل بنای پیری که دیوار کاه‌گلش خشک نشده، در طوفانی سهمگین بر سرش فرو می‌ریزد.خسته‌ام مثل مغنی‌ای رنجور که چهل متر کنده تا به آب برسد و وقتی رسید چاه بر سرش فرو می‌ریزد.خسته‌ام مثل افسری زخمی و خونین برگشته از جنگی نابرابر، وقتی بجای تقدیر

ادامه مطلب  

خسته‌ام  

خسته‌ام مثل کشاورزی که همه گندم‌هایش در فصل برداشت طعمه حریق شده‌ باشد.خسته‌ام مثل چوپانی که گوسفندهایش را از چنگ چهل گرگ نجات داد و زخمی و خونین نظاره‌گر آن بود که سیل همه گله را با خود برد.خسته‌ام مثل بنای پیری که دیوار کاه‌گلش خشک نشده، در طوفانی سهمگین بر سرش فرو می‌ریزد.خسته‌ام مثل مغنی‌ای رنجور که چهل متر کنده تا به آب برسد و وقتی رسید چاه بر سرش فرو می‌ریزد.خسته‌ام مثل افسری زخمی و خونین برگشته از جنگی نابرابر، وقتی بجای تقدیر

ادامه مطلب  

مسببه عطش عشق تو بودی  

#شعر #جدید #مسبب #بهنام #ترانه#عطش دارم از تپشه، آتشه قلبه پر #تپشتشنه شدم #تشنه ی عشق، تشنه ی عشقه بی تنشاما #امان ازین عطش،ازین تپش، یا حرفای پر از تنشکه آخرش، ته تهش، دور میکنه ما رو ز #عشقهراس دارم، #هراس و #ترس که باز بشم من سرزنشسراسیمه با تصمیمم، سبب بشم مسببه شکست، تو عشقبشی تو هم مث ی سنگ، ساده و سخت و سرد و یخپر از سراب و سردی و بی هیچ صمیمیت تو عشق#خراب کنم، خراب بشم، خمار و خواب و خسته شمخسته ترین، دلخسته ی، خسته دله،خسته ز خسته گه بشمخار

ادامه مطلب  

خسته نشدی خودت؟؟  

این هفته ای ک گذشت بدون شک جاش توی تاپ تری مزخرفترین هفته های امسالمه...
چرا واقعا ی وقتایی همه چی می پیچه بهم؟؟ اینقد خسته ام ک دلم میخواد بخوابم... چند سال دیگه بیدار شم ببینم همه چی گذشته و تموم شده...راستی چرا بعضی چیزا تمومی نداره خدا؟؟؟خودت خسته نمیشی؟؟من ک خیلی خسته ام...اینقد ک دارم شک میکنم ب بودنت و نگاه کردنت...
+اگه هستی ی نشونه لطفن...
oh my word-flip grater

ادامه مطلب  

خسته نشدی خودت؟؟  

این هفته ای ک گذشت بدون شک جاش توی تاپ تری مزخرفترین هفته های امسالمه...
چرا واقعا ی وقتایی همه چی می پیچه بهم؟؟ اینقد خسته ام ک دلم میخواد بخوابم... چند سال دیگه بیدار شم ببینم همه چی گذشته و تموم شده...راستی چرا بعضی چیزا تمومی نداره خدا؟؟؟خودت خسته نمیشی؟؟من ک خیلی خسته ام...اینقد ک دارم شک میکنم ب بودنت و نگاه کردنت...
+اگه هستی ی نشونه لطفن...
oh my word-flip grater

ادامه مطلب  

خسته نشدی خودت؟؟  

این هفته ای ک گذشت بدون شک جاش توی تاپ تری مزخرفترین هفته های امسالمه...
چرا واقعا ی وقتایی همه چی می پیچه بهم؟؟ اینقد خسته ام ک دلم میخواد بخوابم... چند سال دیگه بیدار شم ببینم همه چی گذشته و تموم شده...راستی چرا بعضی چیزا تمومی نداره خدا؟؟؟خودت خسته نمیشی؟؟من ک خیلی خسته ام...اینقد ک دارم شک میکنم ب بودنت و نگاه کردنت...
+اگه هستی ی نشونه لطفن...
oh my word-flip grater

ادامه مطلب  

سلوک  

خسته‌ام، این دست‌ها خسته‌اند و چرا اینقدر خسته‌اند؟
دقیق می‌شوم، دقیق و متمرکز می‌شوم بلکه بشنوم، بلکه صدایش را بشنوم، اما نه. فقط یک کلاغ روی بلندترین شاخه یک کاج بال می‌زند.
مغزم، مغزم درد می‌کند از حرف زدن، چقدر حرف زده‌ام، چقدر در ذهنم حرف زده‌ام.
خروار، خروار حرف با لحن و حالت های مختلف، مغایر، متضاد و...
گفته‌ام و شنیده‌ام، خاموش شده و باز برافروخته‌ام، پرخاش کرده و باز خوددار شده‌ام، خشم گرفته‌ام و لحظاتی بعد احساس کرده‌ام چ

ادامه مطلب  

زندگی سگی  

برگردون زندگیمورو به اخر بودنبزار معنی بگیره شعر مرگ و سرودن تف کن تو صورت من واسه این به لجن نشستن تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم بی امید به یک منجی تک سوار رویایی بخون بسم رب القاطر روی دست نوشته های خدایی تف کن تو صورت من واسه این به لجن نشستن تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم دختران دیروز ، هرزه های صاحب دل عاقلان سر درگم ، قاتلای نازک دل کاشفان بی مزده ، اون درد قدیمی راهبان پا منقل ، جانیان صمیمی تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم به

ادامه مطلب  

زندگی سگی  

برگردون زندگیمورو به اخر بودنبزار معنی بگیره شعر مرگ و سرودن تف کن تو صورت من واسه این به لجن نشستن تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم بی امید به یک منجی تک سوار رویایی بخون بسم رب القاطر روی دست نوشته های خدایی تف کن تو صورت من واسه این به لجن نشستن تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم دختران دیروز ، هرزه های صاحب دل عاقلان سر درگم ، قاتلای نازک دل کاشفان بی مزده ، اون درد قدیمی راهبان پا منقل ، جانیان صمیمی تف کن تو صورت من خسته ام خیلی عزیزم به

ادامه مطلب  

هر دم از این باغ بری می رسد  

آتنا و این بار بنیتا... چقدر نفرین شده ن این دو اسم مختوم به "آ"...خودم از مرثیه سرایی خسته م، خودم از این که هر روز صبح چشم باز کنم و با یک خبر ناگوار روح و روانم خراشیده بشه خسته م.خدایا اگر هستی چرا نسل این اشرف مخلوقاتت رو ور نمی داری؟؟

ادامه مطلب  

هر دم از این باغ بری می رسد  

آتنا و این بار بنیتا... چقدر نفرین شده ن این دو اسم مختوم به "آ"...خودم از مرثیه سرایی خسته م، خودم از این که هر روز صبح چشم باز کنم و با یک خبر ناگوار روح و روانم خراشیده بشه خسته م.خدایا اگر هستی چرا نسل این اشرف مخلوقاتت رو ور نمی داری؟؟

ادامه مطلب  

زندگی سگی  

برگردون زندگیمو
رو به اخر بودن
بزار معنی بگیره 
شعر مرگ و سرودن 
تف کن تو صورت من 
واسه این به لجن نشستن 
تف کن تو صورت من 
خسته ام خیلی عزیزم 
بی امید به یک منجی 
تک سوار رویایی 
بخون بسم رب القاطر 
روی دست نوشته های خدایی 
تف کن تو صورت من 
واسه این به لجن نشستن 
تف کن تو صورت من 
خسته ام خیلی عزیزم 
دختران دیروز ، هرزه های صاحب دل 
عاقلان سر درگم ، قاتلای نازک دل 
کاشفان بی مزده ، اون درد قدیمی 
راهبان پا منقل ، جانیان صمیمی 
تف کن تو صورت من

ادامه مطلب  

زندگی سگی  

برگردون زندگیمو
رو به اخر بودن
بزار معنی بگیره 
شعر مرگ و سرودن 
تف کن تو صورت من 
واسه این به لجن نشستن 
تف کن تو صورت من 
خسته ام خیلی عزیزم 
بی امید به یک منجی 
تک سوار رویایی 
بخون بسم رب القاطر 
روی دست نوشته های خدایی 
تف کن تو صورت من 
واسه این به لجن نشستن 
تف کن تو صورت من 
خسته ام خیلی عزیزم 
دختران دیروز ، هرزه های صاحب دل 
عاقلان سر درگم ، قاتلای نازک دل 
کاشفان بی مزده ، اون درد قدیمی 
راهبان پا منقل ، جانیان صمیمی 
تف کن تو صورت من

ادامه مطلب  

دلشوره  

ساعت نه ونیم. من الان توی پارک نزدیک خونه نشستم. شدم دختر شبگرد. این ساعتا که میشه انگار نمیتونم خونه بند شم میزنم بیرون حالا گاهی مادر هم همراهیم میکنه به بهانه پیاده روی گاهی هم نه مثل امشب.جدیدا خوابام سبک و پر استرس شده.. اصلا هم نمیخوام به رو مبارک بیارم که یکی از قرصایی که دکتر مغز و اعصاب بهم داده قرص ضد افسردگیه. توی راهنمای قرصه نوشته بود در هفته اول استفاده از دارو مراقب باشید بیمار خودکشی نکنه .  نمیدونم راهنما خطاب به چه کسی بود

ادامه مطلب  

آدمها و گنجشگها  

می‌ گفت آدم‌ها گنجشک‌های حیاط پشتی‌ خانه‌تان نیستند که برایشان دانه بپاشی، به هر‌روز آمدنت عادتشان بدهی‌، گاه و بیگاه روی پله‌ها بنشینی برایشان درد دل کنی‌ یا چشم‌هایت را ببندی و در خلسه‌ی مالیخولیایی خودت به جیک جیکشان گوش کنی‌...و بعد یک‌ روز حوصله‌‌ات سر برود، خسته از شلوغی، خسته از بودنشان، راهت را بکشی بروی... آدم‌ها مثل گنجشک‌ها نیاز به کیش کیش ندارند، می‌‌روند اما با دلی‌ شکسته...#نیکی_فیروزکوهی

ادامه مطلب  

آدمها و گنجشگها  

می‌ گفت آدم‌ها گنجشک‌های حیاط پشتی‌ خانه‌تان نیستند که برایشان دانه بپاشی، به هر‌روز آمدنت عادتشان بدهی‌، گاه و بیگاه روی پله‌ها بنشینی برایشان درد دل کنی‌ یا چشم‌هایت را ببندی و در خلسه‌ی مالیخولیایی خودت به جیک جیکشان گوش کنی‌...و بعد یک‌ روز حوصله‌‌ات سر برود، خسته از شلوغی، خسته از بودنشان، راهت را بکشی بروی... آدم‌ها مثل گنجشک‌ها نیاز به کیش کیش ندارند، می‌‌روند اما با دلی‌ شکسته...#نیکی_فیروزکوهی

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

شب سراب نیرزد به بامداد خمار!  

وقتی نصف شب پست میذاری یعنی دلت بدجور گرفته. یعنی خیلی داغونی و تمام انرژیت برای اینکه خودتو خوب نشون بدی  و ظاهرت رو حفظ کنی، تموم شده.از این همه دویدن و نرسیدن خسته شدم.‌ ماما جان کمی استراحت نیاز دارم. زانوانم سست شدند و نفسم به شماره افتاده. خسته ام. کمکم کن.

ادامه مطلب  

قصه کودکانه مسواک بی دندون  

قصه کودکانه مسواک بی دندونمسواک بی دندونهر دندونی که می آمد، پیش مسواک خودش می رفت. یک روز مسواک بی دندون از آن همه نشستن خسته شد. گفت: « من دیگر از اینجا ماندن خسته شدم. هیچ دندونی من را دوست ندارد، من از اینجا می روم!»   تا خواست برود، حوله گفت: « نه! نرو، اگر بری کثیف می شوی، دیگر هیچ دندونی تو را دوست ندارد.»مسواک بی دندون گفت: « اشکالی ندارد، من که دندون ندارم! چقدر اینجا بیکار بمانم؟ خسته شده ام » [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

قصه کودکانه مسواک بی دندون  

قصه کودکانه مسواک بی دندونمسواک بی دندونهر دندونی که می آمد، پیش مسواک خودش می رفت. یک روز مسواک بی دندون از آن همه نشستن خسته شد. گفت: « من دیگر از اینجا ماندن خسته شدم. هیچ دندونی من را دوست ندارد، من از اینجا می روم!»   تا خواست برود، حوله گفت: « نه! نرو، اگر بری کثیف می شوی، دیگر هیچ دندونی تو را دوست ندارد.»مسواک بی دندون گفت: « اشکالی ندارد، من که دندون ندارم! چقدر اینجا بیکار بمانم؟ خسته شده ام » [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

قصه کودکانه مسواک بی دندون  

قصه کودکانه مسواک بی دندونمسواک بی دندونهر دندونی که می آمد، پیش مسواک خودش می رفت. یک روز مسواک بی دندون از آن همه نشستن خسته شد. گفت: « من دیگر از اینجا ماندن خسته شدم. هیچ دندونی من را دوست ندارد، من از اینجا می روم!»   تا خواست برود، حوله گفت: « نه! نرو، اگر بری کثیف می شوی، دیگر هیچ دندونی تو را دوست ندارد.»مسواک بی دندون گفت: « اشکالی ندارد، من که دندون ندارم! چقدر اینجا بیکار بمانم؟ خسته شده ام » [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

قصه کودکانه مسواک بی دندون  

قصه کودکانه مسواک بی دندونمسواک بی دندونهر دندونی که می آمد، پیش مسواک خودش می رفت. یک روز مسواک بی دندون از آن همه نشستن خسته شد. گفت: « من دیگر از اینجا ماندن خسته شدم. هیچ دندونی من را دوست ندارد، من از اینجا می روم!»   تا خواست برود، حوله گفت: « نه! نرو، اگر بری کثیف می شوی، دیگر هیچ دندونی تو را دوست ندارد.»مسواک بی دندون گفت: « اشکالی ندارد، من که دندون ندارم! چقدر اینجا بیکار بمانم؟ خسته شده ام » [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

قصه کودکانه مسواک بی دندون  

قصه کودکانه مسواک بی دندونمسواک بی دندونهر دندونی که می آمد، پیش مسواک خودش می رفت. یک روز مسواک بی دندون از آن همه نشستن خسته شد. گفت: « من دیگر از اینجا ماندن خسته شدم. هیچ دندونی من را دوست ندارد، من از اینجا می روم!»   تا خواست برود، حوله گفت: « نه! نرو، اگر بری کثیف می شوی، دیگر هیچ دندونی تو را دوست ندارد.»مسواک بی دندون گفت: « اشکالی ندارد، من که دندون ندارم! چقدر اینجا بیکار بمانم؟ خسته شده ام » [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

سفر به سانفرانسیسکو  

با فنجمون رفتیم سانسفرانسیسکو.. بسیار خوش گذشت. پسر گلی بود تو سفر. البته طفل معصوم خسته میشد از تغییر جای زیاد. بلا چه زبونی باز کرده: دوست نداره بره پایین.. دوست نداره خاپ پیش خاپ پیش کنه.. خیلی بلا شده و خوردنی. بزرگ شدنشو ادم کاملا می ببینه. باورم نمیشه بین ما تو تخت با ناز میخوابید و بیدار میشد ذوقم میکرد. نی نی مون بزرگ شده. باباش خسته نباشیم. 

ادامه مطلب  

سفر به سانفرانسیسکو  

با فنجمون رفتیم سانسفرانسیسکو.. بسیار خوش گذشت. پسر گلی بود تو سفر. البته طفل معصوم خسته میشد از تغییر جای زیاد. بلا چه زبونی باز کرده: دوست نداره بره پایین.. دوست نداره خاپ پیش خاپ پیش کنه.. خیلی بلا شده و خوردنی. بزرگ شدنشو ادم کاملا می ببینه. باورم نمیشه بین ما تو تخت با ناز میخوابید و بیدار میشد ذوقم میکرد. نی نی مون بزرگ شده. باباش خسته نباشیم. 

ادامه مطلب  

سفر به سانفرانسیسکو  

با فنجمون رفتیم سانسفرانسیسکو.. بسیار خوش گذشت. پسر گلی بود تو سفر. البته طفل معصوم خسته میشد از تغییر جای زیاد. بلا چه زبونی باز کرده: دوست نداره بره پایین.. دوست نداره خاپ پیش خاپ پیش کنه.. خیلی بلا شده و خوردنی. بزرگ شدنشو ادم کاملا می ببینه. باورم نمیشه بین ما تو تخت با ناز میخوابید و بیدار میشد ذوقم میکرد. نی نی مون بزرگ شده. باباش خسته نباشیم. 

ادامه مطلب  

خسته ام خسته...  

از ازل وابد ساخته شدم تا که خدمت کنم به همه یا به قولی خدمتکار باشم
این که خدمت کنی بد نیست .اما این که خدمتکار باشی بده.حاضرم قسم بخورم وقتی بمیرم اونقد گریه کن دارم که حدو حسابی نداره. چون به هر حال یه خدمتکار بیست وچهار ساعته رو از دست دادن غم بزرگیه . چه سود دارم کم کم صبرم رو از دست میدم .امید وارم این طور نشه که کاسه صبرم لبریز شه .اقا من خسته ام خواهش میکنم کمی استراحت بهم بدین که بفهمم کی ام ای دنیا ای ادم ها قرار نیست تمام وظایف خودتون رو ب

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی  

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف  کاشانه من چه کردی ؟

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1