نمازشب  

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است
بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا من در رخت

ادامه مطلب  

جملات کوتاه از شکسپیر  

ویلیام شکسپیر
شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد می کند.   ویلیام شکسپیر
گوش هایت را به همه بسپار اما صدایت را به عده ای معدود.   ویلیام شکسپیر
به افکارت زبان نده.   ویلیام شکسپیر
ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد.   ویلیام شکسپیر
دوران طلایی پیش روست نه پشت سر.   ویلیام شکسپیر
اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی.   ویلیام شکسپیر
ماه زده [دیوانه]، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال.  ویلیام شکسپیر
محتوای جاه طلبی ب

ادامه مطلب  

یادش به خیر  

بدون شک همه بزرگترها خاطرات ریز و درشتی از زمان کودکی خود دارند که یاد آوری آن حس خوبی برایشان ایجاد می کند که فقط با جملۀ یادش بخیر می توانند احساس خودشان را بروز دهند. با ما همراه باشید تا با خواندن چند جمله خاطرات زمان های قدیم برایتان مرور شود.
 
شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …انقد که من از کفشم لذت میبر

ادامه مطلب  

این نشانه ها از بیماری کلیه هایتان خبر می دهند  

افراد بسیاری در سراسر جهان، بدون اینکه بدانند با بیماری کلیوی زندگی می‌کنند. بیماری کلیوی چندین علامت فیزیکی دارد ولی گاهی‌اوقات افراد این علامت‌ها را به مشکلات دیگر ربط می‌دهند. همچنین، آنهایی که دچار بیماری کلیوی هستند خیلی وقت‌ها تا مراحل بسیار پیشرفته بیماری که کلیه‌ها دچار نارسایی می‌شوند یا میزان بسیار بالایی پروتئین در ادرار دیده می‌شود، علامت‌های آن را مشاهده نمی‌کنند. این یکی از علت‌هایی است که باعث می‌شود فقط ۱۰٪ از اف

ادامه مطلب  

خاطرات من سنه 48  

مهرماه سنه1349 روزاول ورود به دبستان ، حوض پر ازآب وسط باغچه مدرسه خودنمایی میکردحیاط ابپاشی شده اجر های فرشی خیس وجاروب زده بوی نم کاهگل هوش از سرآدم می برد بچه ها یی. که کلاس. بالاتر بودندآشناتراز ما بودند. ما ها که روز اول بودپا تومدرسه گذاشته بودیم غریب بودیم وچشم گریان پجه های بودند که معلوم بود اولین روز هست که اصلاکفش پا کرده اند. همه مدرسه داشت مانند فیلمی. جلو جشم می‌گذشت اون خمره سفالی آب که روی چهارپایه چوبی قرارداشت ،دیوارهای کاهگ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1