رصدخانه مراغه  

رصدخانه
مراغه زمانی از مشهورترین رصدخانه های اسلامی بوده که آوازه آن تمام جهان
آن روز را فرا گرفته بود. روی تپه‌ ای در غرب مراغه در نزدیکی دو روستا
به نام‌ های طالب‌ خان و حاجی‌ کرد قرار داشته‌ است که دریاچه ارومیه را
می‌توان از دور دست از آنجا دید. متاسفانه امروزه تنها پی های بخش های
مختلف رصدخانه و بخشی از سدس سنگی آن باقی مانده است.
در
روزگاری که هنوز خبری از تلسکوپ و دوربین های نجومی نبود، خواجه نصیرالدین
طوسی رصدخانه ای را ب

ادامه مطلب  

چه معنی میده؟  

چه معني داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معني داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معني داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)

ادامه مطلب  

چه معنی میده؟  

چه معني داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معني داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معني داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)

ادامه مطلب  

چه معنی میده؟  

چه معني داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معني داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معني داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)

ادامه مطلب  

چه معنی میده؟  

چه معني داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معني داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معني داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)

ادامه مطلب  

چه معنی میده؟  

چه معني داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !
چه معني داره تو این دنیا کسی تنها باشه !
چه معني داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !
چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !
اصلا چه معني داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !
خسرو شکیبایی (خانه ی سبز)

ادامه مطلب  

بشنو این نی چون شکایت می‌کند. ..  

بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جداییها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
آتشست ای

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

صدا کن مرا...  

دیدین یه مدل صدا کردنا چقد به آدم میچسبه؟
و وقتی برادرجانم منو "جیرون" و یا "بقّلک" صدا میزنه،دلم میخواد براش بمیرم... 3>
*جیرون:همون جیران خودمون (!) که در زبان ترکی به معني غزال و مجازا به معني زیبا هست :)
*بقلک هم در هیچ کجای دنیا کاربرد نداره :| در واقع همون "دقّلی" به
معنای کوچولو  هست که "د" رو به "ب" تبدیل کرده و یه "ک" تحبیب هم آخرش
گذاشته!قربون این حجم از خلاقیتش برم من اصن!تازه یه موقع‌هایی "بقلک اشی
مشی" صدام می‌کنه D: |:

ادامه مطلب  

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی  

 
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فش

ادامه مطلب  

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی  

 
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فش

ادامه مطلب  

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی  

 
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فش

ادامه مطلب  

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی  

 
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فش

ادامه مطلب  

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی  

 
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند
چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فش

ادامه مطلب  

خدا حافظ  

1.مامان سحر گلایه می‌کرد که باز از فردا باید دو وعده غذا درست کند. وقتی داشت ظرف‌های مختصر سحر را می‌شست، گفت:«کاش تموم نمی‌شد». رفتم صورتش را دیدم، اشکی بود. یعنی دو وعده غذا درست کردن انقدر سخت است؟2.خدایا! بی‌حال‌ترین و بدترین و پرگناه‌ترین رمضان عمرم را گذراندم. الان که باید دعای وداع را زیر لب زمزمه کنم، به تو که از قلبم آگاه‌تری می‌گویم؛ نه برای نزدیک شدن به کنکور، نه برای خستگی‌هام، نه برای حال و روز این هفته‌هایی که گذراندم و حرف

ادامه مطلب  

شعری پر مضمون که مداحی مطیعی شد  

تقدیم به عزیزانی که گاهی دلشان می لرزد و نا امید می شوند ... 
بخوان تو آیه والشمس وضحی­ها [۱]را
سپس نگر تو قمر را، اذا تلاها [۲]را
به مهر شب همه شب خیره می­ شود به رخش
و إن­ یکاد[۳] به لب بوسه می­ دهد به رخش
تمام غصه و آهیم یا رسول الله
به انتظار نگاهیم یا رسول الله
 
به آه و درد دل ما مگر تو گوش کنی
حکایت غم و شکوا مگر تو گوش کنی
 
اگرچه گاه چو ابر بهارمی­ باریم
هنوز بغض فروخورده در گلو داریم
 
بیا و بنگر در ماه پرسعادت خویش
به سوز آه غریبان به حال امت

ادامه مطلب  

شعری پر مضمون که مداحی مطیعی شد  

تقدیم به عزیزانی که گاهی دلشان می لرزد و نا امید می شوند ... 
بخوان تو آیه والشمس وضحی­ها [۱]را
سپس نگر تو قمر را، اذا تلاها [۲]را
به مهر شب همه شب خیره می­ شود به رخش
و إن­ یکاد[۳] به لب بوسه می­ دهد به رخش
تمام غصه و آهیم یا رسول الله
به انتظار نگاهیم یا رسول الله
 
به آه و درد دل ما مگر تو گوش کنی
حکایت غم و شکوا مگر تو گوش کنی
 
اگرچه گاه چو ابر بهارمی­ باریم
هنوز بغض فروخورده در گلو داریم
 
بیا و بنگر در ماه پرسعادت خویش
به سوز آه غریبان به حال امت

ادامه مطلب  

در سوگ نشسته مهرگان  

دیدم تو را من ناگهان شوریده دل پژمرده جان

رویم چو برگى در خزان از غم شده زردى عیان

دیدى تو خود رخساره را حاشا مکن آن لحظه را

ای کاش دانى چاره را سرخى ببخش از لب به آن


افتان و خیزان مى روم من مست و بى جان مى روم

افتان و لرزان مى شود پیرى که دیده صد خزان


این سوی و آن سو مى روم با باد هر سو مى روم

از کوى خود گم مى شوم تا یابم از کویت نشان
شد گر چه گل ریزان من با عشق بالا مى روم
من پاى کوبان مى روم در راه عشقت جان فشان



عشقت زده آتش به جان آشفته شد دل

ادامه مطلب  

در سوگ نشسته مهرگان  

دیدم تو را من ناگهان شوریده دل پژمرده جان

رویم چو برگى در خزان از غم شده زردى عیان

دیدى تو خود رخساره را حاشا مکن آن لحظه را

ای کاش دانى چاره را سرخى ببخش از لب به آن


افتان و خیزان مى روم من مست و بى جان مى روم

افتان و لرزان مى شود پیرى که دیده صد خزان


این سوی و آن سو مى روم با باد هر سو مى روم

از کوى خود گم مى شوم تا یابم از کویت نشان
شد گر چه گل ریزان من با عشق بالا مى روم
من پاى کوبان مى روم در راه عشقت جان فشان



عشقت زده آتش به جان آشفته شد دل

ادامه مطلب  

در سوگ نشسته مهرگان  

دیدم تو را من ناگهان شوریده دل پژمرده جان

رویم چو برگى در خزان از غم شده زردى عیان

دیدى تو خود رخساره را حاشا مکن آن لحظه را

ای کاش دانى چاره را سرخى ببخش از لب به آن


افتان و خیزان مى روم من مست و بى جان مى روم

افتان و لرزان مى شود پیرى که دیده صد خزان


این سوی و آن سو مى روم با باد هر سو مى روم

از کوى خود گم مى شوم تا یابم از کویت نشان
شد گر چه گل ریزان من با عشق بالا مى روم
من پاى کوبان مى روم در راه عشقت جان فشان



عشقت زده آتش به جان آشفته شد دل

ادامه مطلب  

صفحه ۱۹۵  

اندرو مارتین عزیز٬ 
از آن‌جایی که تو اسمی نداری٬ تو را به این نام صدا می‌زنم. 
الان ساعت کمی مانده به نیمه شب و شروع یک‌شنبه است. من ایستاده‌ام جلوی آینه‌ی دستشویی و تو را می‌خوانم. متوجهی که این کاری معمولی در آداب انسانی نیست.. درواقع معني‌اش این است که قایم شده‌ام در تنها جایی که کسی به روشن بودن چراغش در نیمه‌شب معترض نمی‌شود. 
در واقع٬ معني‌اش این است که برای خواندن حرف‌های تو به احمقانه ترین روش ممکن دست برده‌ام. چون که نمی‌توان

ادامه مطلب  

معنی حزب الله  

معني و مفهوم حزب الله:
_ هر مسلمانی که موازین و اصول اسلام را پذیرفته است و در اعمال و رفتار از انضباط دقیق شیعی برخوردار است یک عضو از اعضاء حزب الله می باشد و تمامی دستورات این حزب و خط مشی آن را قرآن و اسلام بیان کرده است.
_ این حزب غیر از حزب های متداول امروز دنیاست.
_ امروز تمام مردم ایران در هر سنی که هستند از زن و مرد که با شعارهای اسلامی، مبارزه می کنند جزء حزب الله هستند.
امام خمینی (ره)
۱۹/دی/۱۳۵۷
صحیفه نور جلد ۴ صفحه ۱۹۰

ادامه مطلب  

چه می شود که عشق در زنان می میرد؟  

«میگه: دیگه گویا دوستم نداری. میگم: هوووم. این هوووم گفتن به معني تایید حرفش نیست. سر می چرخاند به سمتم که: ببین شما همه تون مثل همین. از یه جا به بعد مردها رو مقطعی دوست دارید. تو لحظه. بعدش دیگه دوستشون ندارین. میگم: هووووم! و این هوووم گفتن به معني تایید حرفش است. اما خب قطعا او حرفش را ادامه نخواهد داد و نخواهد پرسید چه می شود که عشق در زنان می میرد؟»*
کاش می پرسیدند. کاش هوم دوم را که گفتی سکوت نکنند. کاش به جای سوال زل نزنند به چشمانمان که با نگا

ادامه مطلب  

چه می شود که عشق در زنان می میرد؟  

«میگه: دیگه گویا دوستم نداری. میگم: هوووم. این هوووم گفتن به معني تایید حرفش نیست. سر می چرخاند به سمتم که: ببین شما همه تون مثل همین. از یه جا به بعد مردها رو مقطعی دوست دارید. تو لحظه. بعدش دیگه دوستشون ندارین. میگم: هووووم! و این هوووم گفتن به معني تایید حرفش است. اما خب قطعا او حرفش را ادامه نخواهد داد و نخواهد پرسید چه می شود که عشق در زنان می میرد؟»*
کاش می پرسیدند. کاش هوم دوم را که گفتی سکوت نکنند. کاش به جای سوال زل نزنند به چشمانمان که با نگا

ادامه مطلب  

چه می شود که عشق در زنان می میرد؟  

«میگه: دیگه گویا دوستم نداری. میگم: هوووم. این هوووم گفتن به معني تایید حرفش نیست. سر می چرخاند به سمتم که: ببین شما همه تون مثل همین. از یه جا به بعد مردها رو مقطعی دوست دارید. تو لحظه. بعدش دیگه دوستشون ندارین. میگم: هووووم! و این هوووم گفتن به معني تایید حرفش است. اما خب قطعا او حرفش را ادامه نخواهد داد و نخواهد پرسید چه می شود که عشق در زنان می میرد؟»*
کاش می پرسیدند. کاش هوم دوم را که گفتی سکوت نکنند. کاش به جای سوال زل نزنند به چشمانمان که با نگا

ادامه مطلب  

چه می شود که عشق در زنان می میرد؟  

«میگه: دیگه گویا دوستم نداری. میگم: هوووم. این هوووم گفتن به معني تایید حرفش نیست. سر می چرخاند به سمتم که: ببین شما همه تون مثل همین. از یه جا به بعد مردها رو مقطعی دوست دارید. تو لحظه. بعدش دیگه دوستشون ندارین. میگم: هووووم! و این هوووم گفتن به معني تایید حرفش است. اما خب قطعا او حرفش را ادامه نخواهد داد و نخواهد پرسید چه می شود که عشق در زنان می میرد؟»*
کاش می پرسیدند. کاش هوم دوم را که گفتی سکوت نکنند. کاش به جای سوال زل نزنند به چشمانمان که با نگا

ادامه مطلب  

چه می شود که عشق در زنان می میرد؟  

«میگه: دیگه گویا دوستم نداری. میگم: هوووم. این هوووم گفتن به معني تایید حرفش نیست. سر می چرخاند به سمتم که: ببین شما همه تون مثل همین. از یه جا به بعد مردها رو مقطعی دوست دارید. تو لحظه. بعدش دیگه دوستشون ندارین. میگم: هووووم! و این هوووم گفتن به معني تایید حرفش است. اما خب قطعا او حرفش را ادامه نخواهد داد و نخواهد پرسید چه می شود که عشق در زنان می میرد؟»*
کاش می پرسیدند. کاش هوم دوم را که گفتی سکوت نکنند. کاش به جای سوال زل نزنند به چشمانمان که با نگا

ادامه مطلب  

گناه  

تعریف گناه
معني گناه و انواع گوناگون آن
گناه به معني خلاف است و در اسلام هر گونه
کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه است،
گناه هر چند کوچک باشد چون نافرمانی خداست
بزرگ است رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در سخنی به ابوذر فرمود: (کوچکی گناه را ننگر بلکه ببین از چه کسی نافرمانی می کنی).
واژه های بیانگر گناه در قرآن
در زبان قرآن و پیامبر و امامان به واژه
های مختلف از گناه یاد شده است که هر کدام گویی بخشی از آثار شوم گناه پرده بر می دارد
و بیانگر گون

ادامه مطلب  

معنی شعر درس اول فارسی یازدهم  

به نام چاشنی بخش زبان ها ! حلاوت سنج معني در بیان ها ! سلام عرض میکنم به کاربران وب درس ! در این مطلب معني شعر درس اول فارسی یازدهم و همچنین معني شعر ستایش اول درس رو برای شما قرار دادیم ! شعر نیکی در درس اول فارسی یازدهم از بوستان سعدی در کتاب آورده شده که دارای 17 بيت هست و تقریبا شعر طولانییه ولی داستان جالبی داره  ! خوبه یه توضیحاتی در مورد شاعر معروف این شعر بدیم :
سعدی شیرازی شاعر و نویسنده توانمند ایرانی قرن هفتم هجری قمری بوده است.با همه بز

ادامه مطلب  

معنی شعر درس اول فارسی یازدهم  

به نام چاشنی بخش زبان ها ! حلاوت سنج معني در بیان ها ! سلام عرض میکنم به کاربران وب درس ! در این مطلب معني شعر درس اول فارسی یازدهم و همچنین معني شعر ستایش اول درس رو برای شما قرار دادیم ! شعر نیکی در درس اول فارسی یازدهم از بوستان سعدی در کتاب آورده شده که دارای 17 بيت هست و تقریبا شعر طولانییه ولی داستان جالبی داره  ! خوبه یه توضیحاتی در مورد شاعر معروف این شعر بدیم :
سعدی شیرازی شاعر و نویسنده توانمند ایرانی قرن هفتم هجری قمری بوده است.با همه بز

ادامه مطلب  

معنی شعر درس اول فارسی یازدهم  

به نام چاشنی بخش زبان ها ! حلاوت سنج معني در بیان ها ! سلام عرض میکنم به کاربران وب درس ! در این مطلب معني شعر درس اول فارسی یازدهم و همچنین معني شعر ستایش اول درس رو برای شما قرار دادیم ! شعر نیکی در درس اول فارسی یازدهم از بوستان سعدی در کتاب آورده شده که دارای 17 بيت هست و تقریبا شعر طولانییه ولی داستان جالبی داره  ! خوبه یه توضیحاتی در مورد شاعر معروف این شعر بدیم :
سعدی شیرازی شاعر و نویسنده توانمند ایرانی قرن هفتم هجری قمری بوده است.با همه بز

ادامه مطلب  

جوغن و انواع جوغن ها  

 نماد جوغن

جوغن ها در سه قسمت بخشبندی می شوند :
اول
نشان قبرها
دوم
آسیاب کردن جو و گندم کشاورز در سرکار و نزدیک محل کشاورزی و زراعت
سوم
✔️محل گذاشتن نذورات برای مردگان
آب و دانه برای پرندگان
✔️محل سوزاندن پی و چربی بعنوان روشنی همانند شمع
خوبه بدونید همه جوغن ها دارای معني و مفهوم و نشانه نیستند و اگر دارای معني باشند باید به دوره و تمدنی که این جوغن ها را ایجاد کرده
توسط سفال شکسته و بقیه آثار توجه کرد تا معني نمود بتونه تفسیر بشه
چون یک ج

ادامه مطلب  

جوغن و انواع جوغن ها  

 نماد جوغن

جوغن ها در سه قسمت بخشبندی می شوند :
اول
نشان قبرها
دوم
آسیاب کردن جو و گندم کشاورز در سرکار و نزدیک محل کشاورزی و زراعت
سوم
✔️محل گذاشتن نذورات برای مردگان
آب و دانه برای پرندگان
✔️محل سوزاندن پی و چربی بعنوان روشنی همانند شمع
خوبه بدونید همه جوغن ها دارای معني و مفهوم و نشانه نیستند و اگر دارای معني باشند باید به دوره و تمدنی که این جوغن ها را ایجاد کرده
توسط سفال شکسته و بقیه آثار توجه کرد تا معني نمود بتونه تفسیر بشه
چون یک ج

ادامه مطلب  

چاپ روی فلز  

ورق آلومینیوم سابلیمیشن و چاپ روی فلز 
برای تابلوی بالای سنگ مزار ،تابلوهای هنری ،تابلوهای شهری ،تابلوهای شهدا ،
تابلوهای خیابان ، تابلوهای جاده ای ، چاپ تامپو ، چاپ سیلک ، چاپ شابلونی و … استفاده می شود.
عضویت در کانال تخصصی چاپ و تبلیغات ثامن
فیلم آموزشی چاپ فلز

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1