+توکه منو دوست نداري پس چرا بهم عزیرم میگی . چیرا میگی دلت برام تنگ شده 
_ تو با بقیه فرق داري
+واسه همین ولم کردی‌؟
_ من بهت ضربه میزنم 
_اذیتت میکنم
_از بين میبرمت 
_نابود میشی 
+من نمیزارم همچین کاری با من کنی . پیشم باش‌..
_نمیدونی عاشقی ادمو وادار به چه کارایی میکنه 
+ پیشم باش 
_احمق برو خداتو شکر کن که بهت قصدمو گفتم . 
_نمیخوام دیگه ببينمت 
+اوکی(من دیگه چی باید بهش میگفتم؟)

ادامه مطلب  

ادبیات اوجاغی. شهاب  

 
 
« ادبيات اوجاغی » کیتابيندان بير تحفه
توپلایان : اوستاد یحیی شیدا
 
***
 
موغان
شهاب
دوغوم ایل: 1349
***
 
 
 
عیسی اوغلو ، شهاب الدّین وطندوست بگدیلو 1349 – اینجی ایلده سیابکندی – موغانین خوروسلو داغلاریندا یئرله شن کندده آنادان اولدو.
اؤز دئدیگی کیمی کیچیک چاغلاریندان شعر و ادبه رغبت گؤسته ریب ، بوُی آتاندان سونرا بو خطده چالیشیب و یازدیغی شعرلری « شهاب » تخلّص لو دیر.
1354 – اینجی ایلده کندین ارباب و خانی نین ظولموندن آتاسی له اردبيله کؤچورلر

ادامه مطلب  

احتمال ماندن هافبک دفاعی سرخ‌ها  

شهاب کرمی هافبک دفاعی تیم پرسپولیس که نیم فصل دوم فصل قبل به جمع شاگردان برانکو پیوست، هنوز رضایت نامه خود را از باشگاه دریافت نکرده. او که خود خواستار جدایی از جمع پرسپولیسی هاست، هنوز با موافقت این باشگاه مواجه نشده.
                                 

ادامه مطلب  

 

امروز که مینویسم
تنها یکهفته مونده به اومدنت
تنها 7روز مونده به دیدنِ روی چو ماهت
کاش میشد اینقدر غمگین نبودم
و کاش میشد ...
نمیدونم چرا ... چرا وقتی فقط 10روز مونده به تولدت ...
آه که دلم شکسته تر از اونیه که بتونم بخندم
فقط از خدا میخوام به حرمت پاقدم توکه بهترین هدیه ش به مایی
خودش این ناراحتی رو از دل همه مون برداره و همه مونو شاد کنه
امید دارم تمام مشکلات بابایی مربوط به کارش با اومدن تو حل بشه
خدایا کمکم کن و نذار با این اتفاق شیرینی دوباره ماد

ادامه مطلب  

گل یا پوچ ؟!  

 
گل یا پوچ؟ پوچ .... دست هایم خالی بود حالا پر از پوچ هایی هستم که خالی و تنها در گوشه ای به نقطه ای خیره می شود و زیر گریه می زند و بلورهایی که چشم هایم هیچ وقت نتوانست کنترلش کند.... حالا در جا نمی زنم، گریه می کنم و خالی می شوم مثل دست هایم .... حالا کتاب می خوانم و جدی تر می نویسم حالا تصمیم جدید دارم.... با تنهایی هایتان دوست شوید و به اوج برسید، نگذارید دل هایتان را خالی کند و به پوچی برسید زودی پوچ را گل کنید.
 

ادامه مطلب  

چ کنم  

.حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامی روزهای نیامده..حالا که هر چه دریا و اقیانوس رااز نقشه جهان پاک کردیمبادا غرق شوم در رویایتباید اسمم رادر کتاب گینس ثبت کنمتا همه بدانند-یک نفربا سنگین ترین بار دلتنگیروی شانه هایشتو را دوست میداشت..
 

ادامه مطلب  

چ کنم  

.حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامی روزهای نیامده..حالا که هر چه دریا و اقیانوس رااز نقشه جهان پاک کردیمبادا غرق شوم در رویایتباید اسمم رادر کتاب گینس ثبت کنمتا همه بدانند-یک نفربا سنگین ترین بار دلتنگیروی شانه هایشتو را دوست میداشت..
 

ادامه مطلب  

بعد از اینکه زندگی را قاب کردیم و گذاشتیم پشت ویترین چه اتفاقی افتاد؟  

 شوخی نیست؛ درد ما هنوز گرسنگی‌ست و من هنوز برای ادامه ی زندگی محتاج دردهای بزرگتر و عمیق‌تر هستم. از وقتی خانه را ترک کردم دیگر خانه نداشتم. خانه این گنگ‌ترین و غریب‌ترین مفهوم در نظر من. اینجا کسی را مرا لمس نمی‌کند و کسی واقعا دوستم ندارد. حالا چکار کنم؟ حالا بعد از ترک سنه چکار کنم؟حالا بعد از او چکار کنم؟سینه ام را بشکاف و قلبم را بکش بيرون: اینطوری برابر خواهیم شد.

ادامه مطلب  

28 خرداد - 2  

بالاخره یکی از همین روزهایی که صبح ماشین را برداشته و رفته ام به سمتِ کمی آن طرف تر از خانه ی تو، توی یکی از پیچ های اتوبان خواهم پیچید و وارد جاده خواهم شد. یکی از همین روزها راهِ پیچ و واپیچ جاده را صاف می گیرم و انقدر می روم تا شب بشود و برایم مقصدی وجود نداشته باشد.دلم می خواهد یک راه را تا آخر بروم بدون اینکه دلم شور بزند که باید به مقصدی می رسیدم و نرسیده ام. دلم می خواهد انقدر بروم و بروم و بروم که یکهو خورشید غروب کند و من برسم به جایی که تا

ادامه مطلب  

تیر  

سلام 
من اومدم دیگه
یه مدت خواستم نباشم مثلا
این حال مزخرف...هنوزم همونه...
اصن به وب و نوشتن توی وب و این چیزا عادت ندارم
ولی...
حالا بيخیال
 
در اصل میخواستم دیروز بيام
ولی گفتم بذار یهو اول ماه بيام
امروز یکم تیر ماهه
اونم چه ماهی...!
ماه عجیبيه....کلی اتفاق...کلی خاطره...کلی....
حالا دیگه اینم بيخیال 
 
امیدوارم...امیدوارم که این ماه،شادی داشته باشین در کنار همدیگه
همراه با سلامتی...

ادامه مطلب  

............  

سلام
 
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار دا

ادامه مطلب  

..........  

سلام
 
معذرت میخوام یه چند روزی نبودم رفته بودم شهر کرد........
 
شانزدهم رفتم جمعه برگشتم.........
 
یه اتفاق خیلی بدی برام یعنی برای من که فقط نه برای همه افتاد.......
 
پدر بزرگم یعنی پدر مادرم فوت کرد........
 
....................
 
ما(پدرم و مادرم و من)خونه یکی از عمه هام بودیم چند ساعتی نشستیم که خالم بهم زنگ زد تا اومدم موبایلمو
 
جواب بدم قعط شد و همون لحظه گوشی مامانم زنگ خورد و رفت گوشیو داد به بابام وقتی برگشت گفتم کی
 
بود؟گفت شوهر خالت بود با بابا کار داشت

ادامه مطلب  

22 خرداد  

زد به درِ حمام، "کسی تو هست؟" گفتم "آره الان میام بيرون" و کیفم را از کنار روشویی برداشتم و قفل در را باز کردم. یک قدم رفت عقب که من بتوانم بيایم بيرون، بعد نگاهی به من انداخت و عین کارتون ها چسبيد به زمین. خیره خیره بهم زل زد و دهانش باز ماند. گفتم "مگه نمی خواستی بری دستشویی؟" از بهت خارج شد و گفت "چقد خوشگل شدی."این جمله ای بود که از زبان یک دختربچه ی 10 ساله شنیدم، و مرا پرت کرد به اسفند سال گذشته وقتی مهشاد دقیقا همین واکنش را به همین قیافه ام نشان

ادامه مطلب  

زلزله ی عشق  

آبادی و ویرانی ام از قدرت عشق است / این زلزله در جان من از شدت عشق است
از تلخی این جام عطش سوز نترسید / لاجرعه بنوشید که این شربت عشق است
این هلهله، این عطر دل انگیز ترنم / این جرجر باران خدا، برکت عشق است
سلطان منی، جان منی، ساقی مستان / من مست ترم، مست تر از باقی مستان
دور از تو اگر ماه شوم، باز سیاهم / خورشیدی و من، گرد تو می گردم و ماهم
دیوانه کجا خسته شود، خسته ی زنجیر / طوفانم و طوفان نشود، بسته ی زنجیر
 
ترانه سرا : دکتر شهاب سبزواری
تعداد بيت :

ادامه مطلب  

جرایم سایبری  

جرایم سایبری
به گزارش تیم بررسی امنیت سایبراموزش ساخت ربات انتی اسپمخب پی سی رو روشن کنید و به سایت زیر رفته و ثبت نام کنیدwww.github.comخب بعد از ثبت نام وارد اکانت خودتون بشید و از گوشه بالا سمت راست روی علامت کلیک کرده و روی گزینه new repository بزنیدخب حالا در قسمت Repository name اسم دلخواهتون رو بنویسید و روی create repositoryبزنیدخب حالا از گوشه پایین سمت راست روی import code بزنیدسپس در فیلد خالی ادرس زیر رو وارد کنید:https://github.com/punisherbot/punisherbotروی begin import کلیک کنیدخب صب

ادامه مطلب  

حقوق سايبر CYBER LAW  

حقوق سایبر CYBER LAW
سلام دوستاناموزش ساخت ربات انتی اسپم به نقل از تیم امنیت رکن افزاخب پی سی رو روشن کنید و به سایت زیر رفته و ثبت نام کنیدwww.github.comخب بعد از ثبت نام وارد اکانت خودتون بشید و از گوشه بالا سمت راست روی علامت کلیک کرده و روی گزینه new repository بزنیدخب حالا در قسمت Repository name اسم دلخواهتون رو بنویسید و روی create repositoryبزنیدخب حالا از گوشه پایین سمت راست روی import code بزنیدسپس در فیلد خالی ادرس زیر رو وارد کنید:https://github.com/punisherbot/punisherbotروی begin import

ادامه مطلب  

تمام بغض جهان  

تمام بغض جهان را، تو در گلو داري.چقدر گریه نکردی...، که آبرو داري
سکوت کردی و فهمیدم از زبان نگاهروایتی که از آن شانه ، مو به مو داريکمر ببند که بعد از رها شدن از چاههزار منزل ویرانه پیش رو داريتو را براحتی از دست رفته میبينماگر چه عاشقی و سخت های و هو داريهمیشه عاقبت عشق در رسیدن نیستکه گاه میرود آن را که آرزو داريقاسم قاسمی اصل

ادامه مطلب  

 

اعتراف میكنم كه تا حالا اینطوری ندیده بودم
ندیده بودم تا حالا اینقد نسبت بهم سرد باشی
اینقد سرد جوابمو بدی
یه كتابي خونده بودم كه خیلی تهش ناراحت شدم الان كه دارم فكر میكنم میبينم چقدددد شبيه من و تو بودش...
تهش خیلی تلخ بود مث عه الان كه خیلی تلخه
هرچقدرم ازم ناراحت باشی نمیتونی اون همه دوسداشتنو یه جا خاك كنی...
ولی به مرور زمان میكنی ...
" هر بازی ای یه بازنده داره ... "

ادامه مطلب  

348  

 
وقتی داري درس میخونی وُ فکرت پر از ..
پر از ..
پر از درده ..
درد میکنه وُ
چشمات بخاطر گریه ی زیاد حتی نمیتونه دو دقیقه رو متن تمرکز کنه ..
خواهرت برات اینا رو میاره ..
 
 
لالا کن دختر زیبای شبنملالا کن روی زانو شقایق
بخواب تا رنگ بي مهری نبينیتو بيداريه که تلخه حقایق
تو مثل التماس من می مونیکه یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازش های اون بودکه خوابم برد و کوچش رو ندیدم
حالا من موندم و یه کنج خلوتکه از هر کشوری میچه
تلاطم های امواج جداییزده کاشونم

ادامه مطلب  

کفش تق تقی  

افتادم تو شپ و شوری که فکر میکردم چندان خوشایند نیست....
دو ماه دیگه قراره کفش تق تقی بپوشم و برم سر خونه زندگیم...
دارم آماده میشم برا عروس شدن و هزار یک کار نکرده دارم،پیگیری این کارای نکرده برام جذابيت خاصی داره حس زندگی دوباره میده..
اولین کاری که باید انجام میدادم بحث لباس عروسیم بود چند ماهی هست باروش های تکنیکی و تاکتیکی رو مخ مادر شوهرم کار کردم که راضی بشه شب عروسیم لباس محلی بویراحمدی بپوشم.تقریبا تو طول زندگیم تا حالا نشده پروژه های م

ادامه مطلب  

نصف شبانه ها  

بعد از سال ها دل رو زدم به دریا و در برابر پیشنهاد بلال خوردن سر تعظیم فرود آوردم. كثیف شدن دندونا و اینكه مثل سیریش میره لای دندون و در نمیاد كفری م می كنه ... همین امشبشم هی انگشتم لا دندونام بود و به زور ناخن می خواستم از لا دندونم درشون بيارم :/ ولی در جذاب بودن این لامصب و خوشمزه بودنش شكی نیست ...
حالا اینا به كنار، خدایی چایی رو چه جوری با آبلیمو می خوری؟! یا *ر* كه اگه فصل لیموترش نبود لیمو امانی می ریخت! ترش بازم ولی نه این یه مورد رو ... واسه هم

ادامه مطلب  

دارم صدایت می زنم....  

دارم صدایت می زنم... بشنو صدایم را!
بيرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را
داري کنار شوهرت از بغض می میری
شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم شد
از ابتدا معلوم بودم انتهایم را
در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد!
شاید ببيند شوهر تو اشک هایم را
هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو
مستیم از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟!
دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم
حالا «دکارت» مسخره ثابت کند «هستم»!
«بودم!» بله! مثل جهانی از تصوّرها


ادامه مطلب  

جاست گو آن  

اون روزایی که شهرزاد، قسمت اولش پخش میشد، دقیقا مصادف بود با دوره ی افسردگی ماننده من و امکان نداشت سر این فیلم گریه نکنم، امکان نداشت تا خوده اذان صبح گریه نکنم و نفس کشیدن برام سخت شه و برای یه نفس، به زمین و زمان چنگ بزنم...
و حالا اینجام. در حالی که نیمی از عدد19 رو پر کردم، در حالی که شبيه ادم بزرگا شدم،درحالی که با اون مگیه گذشته حالا زمین تا اسمون فرق کردم، حالا که سرم کمتر بوی قرمه سبزی میده و کمتر دلم می خواد با یه شاتگان ملت رو به توپ ببن

ادامه مطلب  

دلنوشته 10  

سلام دوستای گلم...ظهر اومدم ی عالمه براتون نوشتم و نوشتم ولی متاسفانه نت ی دفعه قطع شد همه اش پاک شد...حالا اومدم باهاتون دوباره حرف بزنم...شما خوبيد...من که بد نیستم...چند روز حال و روز خوشی نداشتم..پر بودم از استرس و نگرانی...ولی امروز بهتر بودم...دلم بدجور براتون تنگ شده بود...ی فکر خوبي آمد تو سرم میخوام کنار شما البته وقتی برگشتم کنار عشقم انجامش بدم...فقط ازتون کمک میخوام حالا بهتون میگم ولی قبلش بگم این ایده رو از ی فیلم گرفتم تو فیلم ی خانم بود

ادامه مطلب  

غذای بهشتی :)  

چند روزه هوس آلو کردم مامان میخواد سوپ بپزه میگم آلو ام توش بریز. امروز گفت قیمه میخوام بپزم دلم رفت گفتم مامان آلو هم بریز توش. ما بهش میگیم آلو بخارا :) حالا مامان قیمه پخته و برا من تو قابلمه جدا آلو هم ریخته توش :) الان من یه غذای بهشتی دارم :) کلی سیب زمینی سرخ کرده هم دارم :) هیشکی دیگه تو خونه آلو دوست نداره :( برا همین همیشه نمیشه من ازینا بخورم :( قیمه خودش یه غذای بهشتی ـه حالا که توش آلو باشه و کنارش سیب زمینی... من دیگه هیشکیُ نمیشناسم:)))

ادامه مطلب  

چگونه مسواک بزنیم؟ دکتر خانومیان  

می دونم که می دونین باید هر سه ماه یه بار مسواکتونو عوض کنین عزیزان من. پیشنهاد من برای مسواک، مارک G.U.M  هست و حتما هم بگین اونی رو که نرم هست می خواین. رنگشم قرمز باشه :دی از نخ دندون هم استفاده کنین. نخ دندونی که الان دارم اسمش oral B هست ولی از مارک 2080 خیلی بيشتر خوشم میومد و راضی تر بودم.چون پهن بود و مزه ش هم بهتر بود. برای آب نمک قرقره کردن هم به مارک خاصی نیاز نیست. خب حالا چطوری مسواک بزنیم؟ ابتدا خمیر دندان را روی مسواک زده و یه کمی میگیریم زی

ادامه مطلب  

تسلیت میگم...  

نزدیک به شش سال پیش بود..هرکس بهمون رسید تسلیت میگفت...
هنوز نه مفهومش درک کردم و نه اینکه ایا این کلمه کمکی به حال روحیمون کرد؟
و ایا از دست بقیه بيشتر از این میومد؟
حقیقتا نه...
حالا حس بدی دارم حتی انگار حس بدتر از اون سال...
این حس رو تو این چندسال بالا پایینش تجربه کردم برای دوست و اشنا...منم نتونستم بيشتر از یه تسلیت کاری بکنم..
حالا اینکه بخوام این کلمه رو تحویل زندایی،دایی،پسر دایی ها و دختر داییم بدم واسم درد داشت،ناراحت شدم..
کاش میتونم حس

ادامه مطلب  

 

گاهی دلم می گیرد برای نسل من که قصه سیندرلا و زیبای خفته شنیده اند و حالا دوست دارند افسانه های ملموس تر بشنوند.
می گویم افسانه، چون برای نسل من عشق همانقدر دور شده است که مریخ.
ختم شده است به کادوی آیفون هفت و سیصد گل رز، به هیکل های باشگاهی و موهای بلوند و ظاهرا عشق هم رقابتی شده، مثل یک میدان مسابقه که چه کسی بهترش را گیر می آورد؟
برای نسل من وصال همانقدر راحت است که سفارش دادن پیتزا.
اما عشق سخت است، عشق راحت به دست نمی آید. عشق در دل همه متن ه

ادامه مطلب  

231  

راستی داداشی تا حالا فکر کرده بودی گیلاس شبيه قلبه

ادامه مطلب  

مكه محبوب‌ترين زمين پيش خداست  

اهمیت حج در كلام اهل بيت(ع)
مكه محبوب‌ترین زمین پیش خداست
امام سجاد (ع) می‌فرماید: خوردن و آشامیدن در شهر مكه همچون روزه‌داري در غیر از آن است، و یك روز روزه‌داري در آن شهر برابر است با یكسال روزه‌داري در جاهای دیگر، و راه رفتن در شهر مكه عبادت است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، زیارت خانه حق، همراه با انجام مناسك ملكوتی و اعمال عاشقانه‌ای كه دستور پروردگار مهربان بدرقه آن است و انبيای الهی و امامان معصوم بر بزرگداشت تمام واقعیاتش تأكید

ادامه مطلب  

کلام خاموش کاشی‌ها  

به جز هوایی که مثل کوره داغ و گرم است همه‌چیز به پاییز شباهت دارد. من یک‌بار یک کوره‌ی بزرگ دیده‌ام که در آن کاشی‌ها پخته می‌شدند و حالا آن خاطره مثل فرنی، نرم و شیرین به ذهنم می‌رسد. حتا اگر کسی بخواهد ایراد بگیرد که فرنی را با دارچین تزیین نمی‌کنند! روی تخت دراز کشیده‌ام و کاش چراغ خاموش بود تا می‌توانستم بنویسم؛ این حدود تاریک اندک آرامشی دارد و سطح نازکی از فراموشی و یادآوری. چقدر به کلام کاشی‌ها گوش سپرده بودم و چقدر حالا تمام آن زم

ادامه مطلب  

بهترين زندگيمي  

هعی!!!
باورم نمیشه دیگه قرار نیس دو هفته نه ببينمت نه باهات حرف بزنم
قطعن خیلی سخت خواهد بود خیلی حتی خیلی بيشتر از خیلی
اونم وقتی شبش اینطوری بری اینكه چرا ناراحتی رو نمیگی و ...
تا حالا شده از شدت دوسداشتن گریه كنید؟ از اینكه چقد دوسش داريد ، از اینكه چرا باهات حرف نمیزنه ، از اینكه چرا هرچی میگی میگه نمیتونم بگم ، نمیتونم .، از اینكه نمیتونید اونی كه دوسداره باشید ، از اینكه نمیتونید خواسته هاشو برآورده كنید ، از اینكه اون آدمی نیستید كه بتون

ادامه مطلب  

 

واسه خودت میگی ای وای من که شونزده سالمه خیلی تنهام  پدر و مادرم داغونن با هم اختلاف دارن واسه خودت میگی وای من چقدر تنهام مستحق بهترین ها هستم ولی هیچی ندارم نه پدر و مادری نه امکاناتی نه رفاهی ...  من مستحقم بهترین دافای دنیا کنارم باشه مستحقم بهترین دوس پسر دنیا رو داشته باشم با خودت میگی خیلی رنج و زجر و درد کشیدی و خب حالا دیگه وقتشه که یه وضعیت مناسبي رو واسه خودت فراهم کنی ... اما اما اما  اینو بدون که فقط یک درصدند ، پنج درصدند ، ده درص

ادامه مطلب  

امکانات خارجیا  

توی گوگل اگه به انگلیسی  بنویسین می خوام بمیرم، یه شماره تلفن میاد بالاشم نوشته که مشاور جلوگیری از خودکشی و ایناست. البته فکر نکنم از ایران بشه زنگ زد.
حالا فارسی بنویسین می خوام بمیرم. . . 
یهو می بينین کلی آدم دیگه مثه شما می خوان بمیرن.
حالا خارجیا زنگ می زنن به اون شماره چی میگن؟ 
+ می خوام بمیرم.
- نزدیک پریودته؟
+ [گوشی را قطع کرده و یک مشت قرص برنج را با دلستر می خورد]
 
-----------------
یا شایدم اینجوری
+ می خوام بمیرم
- چرا؟ اعلام موقعیت کن. کجایی.

ادامه مطلب  

چالش  

اگه ماشین بودم:الانترا
 
اگه صفت بودم:مهربون(البته هستم:))
 
اگه رنگ بودم:صورتی
 
اگه هوا بودم:بارونی
 
اگه میوه بودم:توت فرنگی
 
اگه حیوون بودم:همستر
 
اگه رمان بودم:اگه گفتی من کیم؟
 
اگه خواننده بودم:میلاد راستاد
 
اگه ساز بودم:گیتار
 
اگه بازیگر بودم:شهاب حسینی و محمد رضا گلزار
 
اگه فیلم بودم:دلشکسته
 
اگه بازی بودم:هفتلو خبيس(یه جور بازی با پاسور)
 
اگه هنر بودم:موزیسین(درست نوشتم؟)
 
اگه شغل بودم:مهندس کامپیوتر
 
اگه شهر بودم:پاریس و استام

ادامه مطلب  

فرض میکنم هستی...  


اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتم اول ابتدایی بود ،
خانم معلم مان می گفت فرض کنید دو تا سیب داريد ،
یکی اش را میخورید ، حالا چندتا سیب باقی مانده ؟
آنقدر این کلمه برایم نامانوس و عجیب بود که نمیدانی ،
فرض ؟ فرض بگیرم که دو تا سیب دارم ؟چطور فرض بگیرم ؟فرض را از کجا باید بگیرم ؟
یکبار از خانوم معلم مان پرسیدم ، خانوم ما نمیدانیم چطور و از کجا فرض بگیریم.
خانوم معلم مان خیلی خوشگل بود ،
چهره ای دقیق از او در ذهن ندارم اما یادم می آید چشمانی روش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1