ابرای پاییزی دلگیر منجوون ترای چهره ی پیر منچشمهای من بی خبرای سادهمنتظرای دل به جاده دادهمردمکاتون به کجا زل زدنباز م‍ژه هاتون به کجا پل زدنکاشکی بدونید که دارم هنوزماز اشتباه قبلیتون مي سوزمبا اینکه هیچ کس نیومد پیش منشب زده ها چشمای درویش منتنها نبودم حتی یک دقیقهبا تنهایی که بهترین رفیقه که بهترین رفیقهابرای پاییزی دلگیر منجوون ترای چهره ی پیر منچشمهای من بی خبرای سادهمنتظرای دل به جاده دادهمردمکاتون به کجا زل زدنباز م‍ژه هاتون به

ادامه مطلب  

رفت !  

قضیه چشم آبی هم حل شد  و رفت ..
چقدر نذر کردم واسه نشدن این اتفاق و رفتنش !
عکسشو واسه دوستم که 1000 کیلومتر اونور تره فرستادم ميگم
این خوشگل تره یا ... ؟!
ميگه اوون ماله چند ماه قبل بود تووو هنوزم بهش فکر ميکنی ؟!!!!!
جوابی ندارم ...
ميگه توو که چهره برات مهم نبود حالا چرا گیر دادی به چهره این ؟!
ميگم وقتی یه نفر به دلت نميشینه کلا ، اونوقت گیر ميدی به چهره اش که شاید
به دل بشینه !!!!! که شابد بتونی خودت رو گووول بزنی !
ميگه چهره اش خیلی آروم و خووووبه از اون

ادامه مطلب  

 

بدیه روزای شلوغ اینه که نميشه گريه کنی یعنی یه جای خلوت بی مزاحم گیر نمياد که با خاطراتت واشکات تنها بمونی سرم خیلی درد ميکنه از بس تو تاریکی سوار موتور تو این سرما گريه کردم  خدایا دیگه هیچی ازت نميخام فقط یه جای خلوته بی مزاحم واسه اشک ریختن همين....

ادامه مطلب  

 

کاش مي شد خنده را، تکثیر کردکاش مي شد اشک را، تبخیر کردکاش مي شد زندگی، تحریر کردکاش مي شد عذر یک، تقصیر کردکاش مي شد عشق را، تقدیر کردکاش مي شد نقص ها، تعمير کردکاش مي شد نیمه ها، تکميل کردکاش مي شد غصه ها، تقلیل کردکاش مي شد مهر را، تجلیل کردکاش مي شد شعر را، تحلیل کردکاش مي شد دردها، تقسیم کردکاش مي شد هدیه ها، تقدیم کردکاش مي شد قفل دلتنگي، شکستکاش مي شد درب تاریکی، گسستکاش مي شد بین مردم، بود و زیستکاش مي شد مثل باران ها، گریستکاش مي شد از

ادامه مطلب  

 

تقدیم به تویی که ندارمت...ميان تمام نداشتن ها دوستت دارم ... شانس دیدنت را هر روز ندارم ...ولی دوستت دارم...وقتی دلم هوایت را ميكند حق شنیدن صدایت را ندارم...ولی دوستت دارم...وقت هایی كه روحم درد دارد و ميشكند شانه هایت را برای گریستن كم دارم...ولی دوستت دارم...وقت دلتنگي هایم , آغوشت را برای آرام شدن ندارم ...ولی دوستت دارم ....آری همه وجودمي ولی هیچ جای زندگیم ندارمت و ميان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم...*** دوستت دارم *

ادامه مطلب  

بدون تو  

من
حدیث
بدون تو 
بدبخت
آواره 
دل شکسته
خسته
افسرده
گريه او 
و غمگین
نميشم 
شاید روزهام با تو بهتر باشه
ولی مطمئنم بدون تو هم زندگی زیبا پیش ميره
شاید کسی بیاد 
که جای تو رو برام پر کنه
ولی خب
چه بهتر ميشه 
اگه 
اون یه نفر 
فقط تو باشی
و اینکار
فقط 
با 
خداست...
بهترینا رو بهم بده خدا
دوستت دارم
و اطمينان دارم بهت

ادامه مطلب  

 

‎ سر سفره ی صبحونه،هول هولكی دو سه تا لقمه ميخورم و نصف لیوان چای و داغ داغ سر ميكشم و سریع پا ميشم ،مانتو مو ميپوشم،روسریمو سر ميكنم و ميگم عزیز خدافظ،من برم تا دیرم نشده! چادرمو از آویز برميدارم تو هم كفشامو ميذاری جلوی در و ميگی فقط خیلی مراقب باشیا،ميگم چشم و سریع ميرم سمت آسانسور!! صدام ميكنی خانوووم!! جانم،؟؟؟؟ یه دیقه بیااا،جون دلم؟؟؟؟ دیرمه آقااا!!! پیشونی مو ميبوسی و ميگی :"""لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم """‎دست ميكنی تو جیبتو

ادامه مطلب  

 

روزهای زندگی ام گرم ميگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشميبا تو گرم هستم و نميسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنیهمچو یک رود که آرام ميگذرد،عشق ما نیز آرام ميگذرد و تویی سرچشمه زلال این دلساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیستای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،اميدی است برای خوشبختی فردایتميدانم هميشه همينگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی هم

ادامه مطلب  

شب جمعه رویایی...  

شب جمعه  رویایی...
به یاد شهدای غواص عملیات کربلای 4
مادرگفت: نرو،بمان! دلم ميخواهد پسرم عصاے دستم باشد... گفت:هرچه تو بگویے فقط یڪ سوال! ميخواهے پسرت عصاے این دنیایت باشد یا آن دنیا؟ مادرش چیزی نگفت و با اشڪ بدرقه اش ڪرد و اینگونه رفتند و کربلای 4 رقم خورد . یاد شهدای غواصی که دست بسته زنده به گور شدند و جاودانگی شان زبانزد شد 
و بعد از سالها .............
ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ خونواده ﺷﻬﯿﺪی ﺧﺒﺮ ﺑﺪﯾﻢ ...ﮐﻪ ﺑﯿﺎیید ﺍﺳﺘﺨﻮﻧـﺎﯼ ﺷﻬﯿﺪﺗﻮنو ﺗﺤ

ادامه مطلب  

نخود مشکل گشا  

نخود مشکل گشا
مادران ما عادت داشتند پنجشنبه ها یا هر وقت برای آنها مشکلی پیش مي آمد نخود مشکل گشا پخش ميکردند و به آن اعتقاد داشتند هنوز هم کم وپیش ادامه دارد ویکی دیگر از آداب وستن آب و جاروب کردن بیرون حیاط یعنی درب خانه بود که معتقد بودند اگه چهل روز قبل از طلوع آفتاب درب خانه خود را آب و جاروب کنی حتما حضرت خضر نبی ص به این خانه سر ميزنه بسیار رسم خوبی بود این را گفتم چونکه خیلی بی ربط با قضیه مشکل گشا که خواهم گفت نیست نیم کیلو یا بیشتر نخو

ادامه مطلب  

یادش به خیر  

بدون شک همه بزرگترها خاطرات ریز و درشتی از زمان کودکی خود دارند که یاد آوری آن حس خوبی برایشان ایجاد مي کند که فقط با جملۀ یادش بخیر مي توانند احساس خودشان را بروز دهند. با ما همراه باشید تا با خواندن چند جمله خاطرات زمان های قدیم برایتان مرور شود.
 
شما يادتون نمياد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام ميخریدن سر کلاس انقدر نیگاش ميکردم که دیگه چشمام خسته ميشد ، تازه اگه روش یه لک ميفتاد با آب دهنم تميزش ميکردم …انقد که من از کفشم لذت ميبر

ادامه مطلب  

خاطرات من سنه 48  

مهرماه سنه1349 روزاول ورود به دبستان ، حوض پر ازآب وسط باغچه مدرسه خودنمایی ميکردحیاط ابپاشی شده اجر های فرشی خیس وجاروب زده بوی نم کاهگل هوش از سرآدم مي برد بچه ها یی. که کلاس. بالاتر بودندآشناتراز ما بودند. ما ها که روز اول بودپا تومدرسه گذاشته بودیم غریب بودیم وچشم گریان پجه های بودند که معلوم بود اولین روز هست که اصلاکفش پا کرده اند. همه مدرسه داشت مانند فیلمي. جلو جشم مي‌گذشت اون خمره سفالی آب که روی چهارپایه چوبی قرارداشت ،دیوارهای کاهگ

ادامه مطلب  

قَلَّت دَیّانُه  

اساساً بسیاری دین داری را در ظاهر افراد و انجام دادن کارهایی از قبیل نذر کردن، اطعام دادن، سفرهای زیارتی و انجام مناسک مي دانند و اگر کسی پایبندی به این امور داشت و یا به عزاداری و گريه بر مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و داشتن تسبیح و به گفتن ذکر و صلوات همت گماشت، او را دین دار مي دانند و اگر در جامعه محافل برگزاری دعا و شعائر و جشن و اعیاد دینی و عزاداری رونق گرفت و یا ظواهر دینی به خوبی رعایت شد، آن ها را دلیل دین داری جامعه مي دانند. برای آنها

ادامه مطلب  

 

اسطوره دین تاتر
مهردادیاری
برخی اسطوره شناسان بر این باورند كه اسطوره از نظر سیر تاریخی متقدم بر دین است. یعنی با رشد و تكامل ذهن انسان در زمانی كه اساطیر جای اعتقادات مذهبی و ادیان را نزد بشر داشتند به مرور باورهای دینی شكل گرفت. اسطوره ای نیست كه پرده از رازی بر ندارد. اسطوره پژوهان با رازگشایی اساطیر، مشخص كردند كه بخش قابل توجهی از اساطیر، باورهایی را نمایان مي كنند كه بعدها در ادیان گوناگون، شكل كامل تری به خود گرفتند و امروز آنها را اج

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1