دانلود آهنگ یه حرف هایی از گروه آکادمی گوگوش  

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یه حرفایی از 10 هنرجوی آکادمی موسیقی گوگوش + متن آهنگ
تنظیم : بابک سعیدی - ترانه : رها اعتمادی
 خوانندگان : ماهان ، فریبرز ، مهران ، شیما ، آوا ، امیر ، آوش ،کاترین ، شهرزاد ، آرمین
 
 
 برای دانلود آهنگ به ادمه مطلب مراجعه کنید.ملودی - دانلود آهنگهای گلچین غمگین

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ یه حرف هایی از گروه آکادمی گوگوش  

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یه حرفایی از 10 هنرجوی آکادمی موسیقی گوگوش + متن آهنگ
تنظیم : بابک سعیدی - ترانه : رها اعتمادی
 خوانندگان : ماهان ، فریبرز ، مهران ، شیما ، آوا ، امیر ، آوش ،کاترین ، شهرزاد ، آرمین
 
 
 برای دانلود آهنگ به ادمه مطلب مراجعه کنید.ملودی - دانلود آهنگهای گلچین غمگین

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ یه حرف هایی از گروه آکادمی گوگوش  

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یه حرفایی از 10 هنرجوی آکادمی موسیقی گوگوش + متن آهنگ
تنظیم : بابک سعیدی - ترانه : رها اعتمادی
 خوانندگان : ماهان ، فریبرز ، مهران ، شیما ، آوا ، امیر ، آوش ،کاترین ، شهرزاد ، آرمین
 
 
 برای دانلود آهنگ به ادمه مطلب مراجعه کنید.ملودی - دانلود آهنگهای گلچین غمگین

ادامه مطلب  

شاگردان پورموسوی در آستانه صعود قرار گرفتند  

دیدار تیم‌های الفتح عربستان و استقلال خوزستان با تساوی به پایان رسید تا شاگردان پورموسوی در آستانه راهیابی به مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا قرار بگیرند.
 
به گزارش خبرفوری، در ادامه هفته پنجم از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا و از گروه B رقابت‌ها، تیم‌های الفتح عربستان و استقلال خوزستان از ساعت 20 امشب (سه‌شنبه) در ورزشگاه خلیفه بن‌جاسم قطر به مصاف هم رفتند که این دیدار با تساوی یک - یک به پایان رسید. در این مسابقه علی اح

ادامه مطلب  

سري اول اس ام اس هاي عاشقانه ناب و خواندني با موضوع "درآغوش گرفتن يار"  

هوا هر چقدر هم زمستانی باشدمهم نیستآغوش تو تابستان من است.نمی گویم به این دیوانه بازیهام عادت کنفقط مثل گذشته با دل تنگم رفاقت کن !گرفته جنگل تنهایی ام را درد در آغوشبیا آتش بزن قلـب مرا از درد راحت کن !تویی که مثل برمودا دلم را جذب خود کردیبه عشق دختران چشم رنگی هم حسادت کن.وبلاگ تفریحی و سرگرمی جذابستان

ادامه مطلب  

شرکت يو پي اس AEG  

شرکت یو پی اس AEGشرکت یو پی اس AEG  مسئول و مدیریت گروه راهکارهای انرژی را برعهده دارد.وظیفه این گروه فراهم کننده سیستم های برق قدرت و منابع تغذیه  می باشد و همچنین در زمینه تبدیل انرژی و کنترل آن هم فعالیت دارد.این شرکت شامل 2 مجموعه بسیار بزرگ که از آن با نام تجارت عملیاتی یاد می شود شامل انرژی تجدید پذیر RES و بازدهی انرژی EES  است.انرژی تجدید پذیر RESتولیدات و خدمات یو پی اس AEG در این واحد شامل راه کارها و تولید سیستم های صنایع

ادامه مطلب  

تشییع پیکر بازیگری که روز فوت مادرش به صحنه رفت و مردم را خنداند  

مراسم تشییع پیکر نقی سیف‌جمالی (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون) صبح امروز (هفتم اردیبهشت) با حضور هنرمندان و دوستدارانش از مقابل تالار وحدت برگزار شد.
خبرآنلاین/
 
بهزاد فراهانی در مراسم تشییع پیکر نقی سیف‌جمالی (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون)  گفت: من برای اولین بار است که جامعه تئاتری متحد، دلبسته و دورهم می‌بینم. در این مراسم بزرگان ادبیات و هنر را از دسته‌های متفاوتی می‌بینم که می‌توان آنها را از سرانشان شناخت. اینه

ادامه مطلب  

تشییع پیکر بازیگری که روز فوت مادرش به صحنه رفت و مردم را خنداند  

مراسم تشییع پیکر نقی سیف‌جمالی (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون) صبح امروز (هفتم اردیبهشت) با حضور هنرمندان و دوستدارانش از مقابل تالار وحدت برگزار شد.
خبرآنلاین/
 
بهزاد فراهانی در مراسم تشییع پیکر نقی سیف‌جمالی (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون)  گفت: من برای اولین بار است که جامعه تئاتری متحد، دلبسته و دورهم می‌بینم. در این مراسم بزرگان ادبیات و هنر را از دسته‌های متفاوتی می‌بینم که می‌توان آنها را از سرانشان شناخت. اینه

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  

آوازهاي نقره اي  

وقتیدارکوب ها سکوت می کنندو سرچه های آبادی رقص انجیر را از یاد می برندو زنبور های عسلدیر بیدار می شوندوقتی رودخانه هاآوازهای نقره ای نمی خوانندوابرهای دماوند از قلّه هافرار می کنندو دختران ایلکوزه ها را می شکنند ...هراسان می شوممادرم می گویدآسمانقهر کرده استاز بس که ما به زمین چسبیده ایم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1